پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

کوش‌نامه

بخش ۲۹۰ - نامهٔ فریدون به کوش و فراخواندن ایرانیان را

بفرمود تا نامه کردش دبیر

دبیری نویسنده‌ای یادگیر

که برخواندم این نامهٔ تو درست

درستی نمود آنچه گفتی نخست

تو آن مردمان را نگهدار باش

ز دستان دشمن نگهدار باش

سپاهی که با تو بیامد ز راه

سزد گر فرستی بدین بارگاه

که با این سپه کایدر آمد فراز

به پیگار مهراج گردند باز

همان هوشیاران دانش‌پرست

گسی کن به خوبی سوی ما فرست

به نزد دبیران و گردان همان

یکی نامه فرمود بر ترجمان

که یکسر به درگاه گردید باز

از آن پس که دیدید رنج دراز

که پاداش رنج شما بر من است

که خسرو سر و لشکری چون تن است

چو نامه به نزد بزرگان رسید

ز شادی گل از رویشان بشکفید

ادامه‌ی کوش‌نامه

  1. بخش ۲۹۲ - گریختن گروهی از ایرانیان به نزد فریدونبرآمد بر این بر بسی روزگار
  2. بخش ۲۹۳ - کوشش کوش برای نگهداشتن ایرانیان در سپاه خودنبایست مرکوش را کآن سپاه
  3. بخش ۲۹۴ - رسیدن ایرانیان به نزد فریدون و آگاهی او از خیانت مردان خورهچو ایرانیان شاد و آراسته
  4. بخش ۲۹۵ - گردیدن کوش به گردِ کشوروزآن پس بزد نای رویین به دشت
  5. بخش ۲۹۶ - ایمنی کوش از کار فریدون، و بازگشت به خوی وارونهٔ خودپراندیشه بود و همی سال چند
  6. بخش ۲۹۷ - کوش بار دیگر دعوی خدایی می‌کندبدانسان که فرموده بود او به چین
  7. بخش ۲۹۸ - گفتن مرد پیر حکایت مرز خوبانچنین گفت گویندهٔ داستان
  8. بخش ۲۹۹ - لشکرکشی کوش به مرز خوبان و تصرف آنز لشکر گزین کرد ششصد هزار
همه‌ی کوش‌نامه ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.