پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

کوش‌نامه

بخش ۲۹۱ - دلتنگی کوش از نامه‌های فریدون

ببردند و بر کوش کردند یاد

دژم گشت از ایشان و پاسخ نداد

وزآن پس چنان گفت کاری رواست

کند هرچه خواهد که او پادشاست

مرا نامه کرده‌ست هم زین نشان

که زی ما فرست آن همه سرکشان

کنون کرد باید شما را درنگ

یکی تا سگالیم زین نام و ننگ

بزرگان از او بازگشتند شاد

همی هر کسی دل به رفتن نهاد

دل کوش از آن نامه‌ها تنگ شد

سوی چاره و بند و نیرنگ شد

همی هیچ گونه نیامدش رای

که آن سرکشان را دهد باز جای

کز ایشان بزرگی و آن کام یافت

وزایشان در آن کشور آرام یافت

یلان جهانگیر کشورگشای

دلیران جنگی رزم‌آزمای

ادامه‌ی کوش‌نامه

  1. بخش ۲۹۳ - کوشش کوش برای نگهداشتن ایرانیان در سپاه خودنبایست مرکوش را کآن سپاه
  2. بخش ۲۹۴ - رسیدن ایرانیان به نزد فریدون و آگاهی او از خیانت مردان خورهچو ایرانیان شاد و آراسته
  3. بخش ۲۹۵ - گردیدن کوش به گردِ کشوروزآن پس بزد نای رویین به دشت
  4. بخش ۲۹۶ - ایمنی کوش از کار فریدون، و بازگشت به خوی وارونهٔ خودپراندیشه بود و همی سال چند
  5. بخش ۲۹۷ - کوش بار دیگر دعوی خدایی می‌کندبدانسان که فرموده بود او به چین
  6. بخش ۲۹۸ - گفتن مرد پیر حکایت مرز خوبانچنین گفت گویندهٔ داستان
  7. بخش ۲۹۹ - لشکرکشی کوش به مرز خوبان و تصرف آنز لشکر گزین کرد ششصد هزار
  8. بخش ۳۰۰ - آگاه شدن فاروق، شاه خلایق، از آمدن کوشبه «بشکوبش» آمد همان آگهی
همه‌ی کوش‌نامه ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.