پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

کوش‌نامه

بخش ۳۳۹ - کشته شدن سلم

بدان سان دوان سوی لشکر شتافت

نشان یکی چوب کشتی بیافت

همه سوخته بود سالار نو

که بازار نو بود و کردار نو

سراسیمه شد شاه نو در رسید

پسِ شاه نو نیز لشکر رسید

به خون برادر گرفتار شد

چو خون کرد ناچار خونخوار شد

چنین گفت مر شاه را رهنمون

که ریزنده خون را بریزند خون

به خون ای پسر تا نیازی تو دست

که بویش گزند است و بارش کبست

به دریا کنارش به دو نیم کرد

دل رومیان را پُر از بیم کرد

ادامه‌ی کوش‌نامه

  1. بخش ۳۴۱ - گریختن کوش به خاورانسراسیمه لشکر همی تاخت کوش
  2. بخش ۳۴۲ - عاشق شدن کوش بر دختر خود و کشتن دختر، و خواندن مردم به بت‌پرستیبه آسانی ایدر سرش گشت مست
  3. بخش ۳۴۳ - تصرف باختر به دست سیاهان مازندارانپس از بجّه و نوبه مردی درشت
  4. بخش ۳۴۴ - پیروزی سیاهان و گریختن کوشچو آگاهی آمد به کوش سترگ
  5. بخش ۳۴۵ - فریب دادن کوش، کاووس شاه راهمی تاخت تا پیش کاووس شاه
  6. بخش ۳۴۶ - لشکرکشی کاووس به مازندرانبدان ره کشیدش فزونی و آز
  7. بخش ۳۴۷ - پیروزی شاه مازندران و نجات ایرانیان به دست رستمبماندند بیچاره چون بیهشان
  8. بخش ۳۴۸ - کوش خود را آفرینندهٔ جهان می‌خواندبه فرمان دستور او کشورش
همه‌ی کوش‌نامه ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.