پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

کوش‌نامه

بخش ۳۳۱ - سپاه خواستن تور از سلم و کوش

به تور آگهی آمد از هر دوان

خراسان یله کرد و آمد دوان

به جیحون گذر کرد و بیراه و راه

سوی ماورالنّهر شد با سپاه

سپه خواست از کوش و سلم سترگ

ز هر سو بیامد سپاه بزرگ

سپاهی که هامون و دریا و کوه

شد از نعل اسبان ایشان ستوه

سراپرده بر دشت بیکند زد

به مه بر ز خاک سیه بند زد

دو دیده کشیده به راه دراز

که سالار خسرو کی آید فراز

نریمان و قارن ز جیحون گذر

نکردند تا خسرو تاجور

چه فرماید و چون بود رای او

چه آید ز رای دلارای او

ادامه‌ی کوش‌نامه

  1. بخش ۳۳۳ - کمر بستن منوچهر به کین ایرجچنین تا برآمد بر این چند سال
  2. بخش ۳۳۴ - یاوری خواستن تور و سلم از کوشبه تور آگهی آمد و سلم از اوی
  3. بخش ۳۳۵ - کشته شدن تور به دست منوچهربه دریا نمودند هر دو درنگ
  4. بخش ۳۳۶ - آمدن کوش و سپاهشبدانگه که از خواب خیزد خروس
  5. بخش ۳۳۷ - گفتگوی منوچهر با قارن دربارهٔ کوشچنین بود تا قارن تیزچنگ
  6. بخش ۳۳۸ - جنگ تن به تن منوچهر و کوش و پیروزی منوچهرچو روز مصاف آمد و گاه جنگ
  7. بخش ۳۳۹ - کشته شدن سلمبدان سان دوان سوی لشکر شتافت
  8. بخش ۳۴۰ - دادن منشور روم و توران به قارن و شاپور و بازگشت منوچهر به ایرانچو از کین ایرج بپردخت شاه
همه‌ی کوش‌نامه ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.