پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

کوش‌نامه

بخش ۳۳۴ - یاوری خواستن تور و سلم از کوش

به تور آگهی آمد و سلم از اوی

که دارد ز کینه برآن هر دو روی

دل از بزمشان دور شد، سر ز خواب

به رفتن گرفتند هر دو شتاب

به دریا که نامش دمندان نهم

رساند از آن دلفروزی به غم

ز هرگونه گفتند و برخاستند

ز کوش آن زمان یاوری خواستند

فرستادشان کوش چندان سپاه

که بر باد گفتی ببستند راه

شمردند دستورشان هفت بار

ز پیر و جوان، لشکری صد هزار

نبشته بیامد سرافراز کوش

که با لشکری گشنِ پولادپوش

مرا چشم دارید کاینک دمان

رَسَم بی‌گمانی زمان تا زمان

دل هر دو از شادمانی به جوش

برآمد ز کردار و گفتار کوش

ادامه‌ی کوش‌نامه

  1. بخش ۳۳۶ - آمدن کوش و سپاهشبدانگه که از خواب خیزد خروس
  2. بخش ۳۳۷ - گفتگوی منوچهر با قارن دربارهٔ کوشچنین بود تا قارن تیزچنگ
  3. بخش ۳۳۸ - جنگ تن به تن منوچهر و کوش و پیروزی منوچهرچو روز مصاف آمد و گاه جنگ
  4. بخش ۳۳۹ - کشته شدن سلمبدان سان دوان سوی لشکر شتافت
  5. بخش ۳۴۰ - دادن منشور روم و توران به قارن و شاپور و بازگشت منوچهر به ایرانچو از کین ایرج بپردخت شاه
  6. بخش ۳۴۱ - گریختن کوش به خاورانسراسیمه لشکر همی تاخت کوش
  7. بخش ۳۴۲ - عاشق شدن کوش بر دختر خود و کشتن دختر، و خواندن مردم به بت‌پرستیبه آسانی ایدر سرش گشت مست
  8. بخش ۳۴۳ - تصرف باختر به دست سیاهان مازندارانپس از بجّه و نوبه مردی درشت
همه‌ی کوش‌نامه ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.