پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

کوش‌نامه

بخش ۳۳۶ - آمدن کوش و سپاهش

بدانگه که از خواب خیزد خروس

خروش درای آمد و بانگ کوس

سپاه آمد و پیل‌دندان به هم

رمید از دل سلم یکباره غم

ز شادی لبانش پُر از خنده شد

تو گفتی که تور جوان زنده شد

به نیرو شد از کوش و دل کرد خَوش

همی رفت تا پیش آن شیرفش

بپرسید و از کارزارش بگفت

که شد نامور تور با خاک جفت

دل کوش از اندوه تور دلیر

دژم گشت و اندیشه‌ها کرد دیر

وزآن پس دل سلم خوش کرد باز

بدو گفت کای شاه گردنفراز

سپهر روان را همین است رنگ

گهی آشتی جوید و گاه جنگ

گه آشتی شهریاری دهد

چو جنگ آورد خاک و خواری دهد

تو دل را بدین درد خرسند کن

غمان را به دست خِرَد بند کن

که من کین آن نامور شهریار

بخواهم، برآرم از ایران دمار

دل سلم خوش کرد و آمد به جای

سپیده‌دمان بانگ شیپور و نای

برآمد، سپه بر هم آویختند

ز خونِ یلان گِل برانگیختند

همه روز تا شب چکاچاک بود

زمین گِل ز خون، آسمان چاک بود

ادامه‌ی کوش‌نامه

  1. بخش ۳۳۸ - جنگ تن به تن منوچهر و کوش و پیروزی منوچهرچو روز مصاف آمد و گاه جنگ
  2. بخش ۳۳۹ - کشته شدن سلمبدان سان دوان سوی لشکر شتافت
  3. بخش ۳۴۰ - دادن منشور روم و توران به قارن و شاپور و بازگشت منوچهر به ایرانچو از کین ایرج بپردخت شاه
  4. بخش ۳۴۱ - گریختن کوش به خاورانسراسیمه لشکر همی تاخت کوش
  5. بخش ۳۴۲ - عاشق شدن کوش بر دختر خود و کشتن دختر، و خواندن مردم به بت‌پرستیبه آسانی ایدر سرش گشت مست
  6. بخش ۳۴۳ - تصرف باختر به دست سیاهان مازندارانپس از بجّه و نوبه مردی درشت
  7. بخش ۳۴۴ - پیروزی سیاهان و گریختن کوشچو آگاهی آمد به کوش سترگ
  8. بخش ۳۴۵ - فریب دادن کوش، کاووس شاه راهمی تاخت تا پیش کاووس شاه
همه‌ی کوش‌نامه ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.