پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

کوش‌نامه

بخش ۳۰۷ - فرستادن فریدون، سلم را به روم و فرمانبرداری شاهان روم از وی

به هنگام رفتن به سلم سترگ

چنین گفت پس شهریار بزرگ

که چون راست گردد تو را مرز و بوم

یکی آگهی جوی از آن دیو شوم

مرا ز آن ستمکاره آگاه کن

سواری تو با نامه بر راه کن

که من قارن رزم‌زن را ز گاه

فرستم به نزدیک تو با سپاه

ببندید یکباره او را میان

مگر زآن میانش سرآید زمان

گر او را ز روی زمین کم کنید

دل من به یکبار بی‌غم کنید

ز درگاه خسرو چو سلم سترگ

سوی روم شد با سپاهی بزرگ

لب نامداران و شاهان روم

به خاک اندر آمد ببوسید بوم

همه زیردستی نمودند پاک

به فرمان او شد بلند و مغاک

ادامه‌ی کوش‌نامه

  1. بخش ۳۰۹ - نامه فرستادن سلم به فریدون برای جنگ با کوشچو سلم اندر آن مرز خودکامه شد
  2. بخش ۳۱۰ - فرستادن فریدون، قارن را با پانصد هزار سپاهی به رومبفرمود تا قارن نامدار
  3. بخش ۳۱۱ - رفتن سلم و قارن به کارزار کوشچو اردیبهشت آمد و روز جوش
  4. بخش ۳۱۲ - جاسوس فرستادن کوش به لشکرگاه ایرانیان، و پیغام قارن به کوشیکی مرد پوینده را همچو دود
  5. بخش ۳۱۳ - آغاز جنگ و پیروزی کوش بر اندیاندو لشکر برابر بر آن دشت کین
  6. بخش ۳۱۴ - جنگ در روز دومچو بگذشت تیره شب و روز شد
  7. بخش ۳۱۵ - گفتگوی قارن با سلم در بسیاری سپاه کوشوزآن روی قارن برآمد دمان
  8. بخش ۳۱۶ - کشته شدن مردان خورّه به دست قارنسپیده دمان قارن رزمخواه
همه‌ی کوش‌نامه ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.