پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

کوش‌نامه

بخش ۳۰۹ - نامه فرستادن سلم به فریدون برای جنگ با کوش

چو سلم اندر آن مرز خودکامه شد

به نزد فریدون یکی نامه شد

که روم از همه روی‌ها گشت راست

به کام شهنشاه شد هرچه خواست

من از بهر رفتن به پیگار کوش

به قارن بسی داشتم چشم و گوش

اگر آید و گرنه من با سپاه

کشیدم به پیگار آن کینه‌خواه

فریدون از آن نامه شد تافته

بدانست شاه خرد یافته

که در رزم با کوش، سلم دلیر

چو آهو بود زیر چنگال شیر

ادامه‌ی کوش‌نامه

  1. بخش ۳۱۱ - رفتن سلم و قارن به کارزار کوشچو اردیبهشت آمد و روز جوش
  2. بخش ۳۱۲ - جاسوس فرستادن کوش به لشکرگاه ایرانیان، و پیغام قارن به کوشیکی مرد پوینده را همچو دود
  3. بخش ۳۱۳ - آغاز جنگ و پیروزی کوش بر اندیاندو لشکر برابر بر آن دشت کین
  4. بخش ۳۱۴ - جنگ در روز دومچو بگذشت تیره شب و روز شد
  5. بخش ۳۱۵ - گفتگوی قارن با سلم در بسیاری سپاه کوشوزآن روی قارن برآمد دمان
  6. بخش ۳۱۶ - کشته شدن مردان خورّه به دست قارنسپیده دمان قارن رزمخواه
  7. بخش ۳۱۷ - آراستن رزم شاهان رزم قارن و کوش و زخمی شدن قارنچو خورشید رزم شباهنگ کرد
  8. بخش ۳۱۸ - گفتگوی قارن و سلموز آن روی چون سلم برگشت، رفت
همه‌ی کوش‌نامه ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.