پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

کوش‌نامه

بخش ۳۱۸ - گفتگوی قارن و سلم

وز آن روی چون سلم برگشت، رفت

سوی پهلوان شد همان گاه تفت

ورا دید پژمرده و ناتوان

ز بس خون که از زخم او شد روان

سخن گفتنی نرم و رخساره زرد

پُر از درد دل، لب پر از بادِ سرد

بیاورد سلم از بزرگان روم

تنی چند از ایران و هر مرز و بوم

بزرگان دانا و خسروپرست

به درمان آن زخم بردند دست

بدو سلم گفت ای جهان پهلوان

میندیش و خیره مگردان روان

کزین درد، یزدانت آسان کند

دل دشمنانت هراسان کند

که ما باز داریم از این رزم دست

یکی تا تو بر زین توانی نشست

که بی تو نَه خوب آید آوردگاه

نه کوس و درفش و نه جنگی سپاه

بدو گفت قارن که ای شهریار

زبان را بدین گفته رنجه مدار

به من گر جهان بر سر آید رواست

نه چرخ روان زیر فرمان ماست

یکی مُرد گیرم از ایرانیان

جهان را چه سود از من و چه زیان

تو و شاه باید که باشید شاد

مرا نیز در بزم دارید یاد

ادامه‌ی کوش‌نامه

  1. بخش ۳۲۰ - رفتن شاه سقلاب به جنگ و کشته شدن او به دست کوشچو یک هفته بگذشت بر کارزار
  2. بخش ۳۲۱ - کارزار سلم با کوش و حیلت کردن قارن و هزیمت شدن کوشچو شد ماه نو، مرد جنگ‌آزمای
  3. بخش ۳۲۲ - رفتن قباد از عقب کوش و پیروزی کوش بر ویقباد دلاور سپه برگرفت
  4. بخش ۳۲۳ - سلم و قارن در باختروز آن جا سپه را سر اندر کشید
  5. بخش ۳۲۴ - بازگردانیدن سلم، ایرانیان و سپاه برادرش، تور رابدو خلعت خسروانی فگند
  6. بخش ۳۲۵ - رسیدن نامهٔ تور به سلم و بازگشت سلم از رومبرابر همی بود با سال هشت
  7. بخش ۳۲۶ - در رای زدن تور و سلم در آشتی با کوشچنین گفت گویندهٔ باستان
  8. بخش ۳۲۷ - نامه فرستادن تور و سلم به نزد کوش و پیشنهاد بخش کردن زمین بین کوش و تور و سلمپسندیده آمد سخن‌های تور
همه‌ی کوش‌نامه ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.