پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

کوش‌نامه

بخش ۳۰۸ - آگاه شدن کوش از آمدن سلم

چو فاروق و سقلاب سالار نیز

به کوش دلاور ندادند چیز

به هر یک فرستاد پیغام و گفت

که در سر چه دارید راز نهفت؟

بر آمد کنون سال و ماه دراز

کز آن سر نیامد به ما ساو و باز

چنین پاسخ آورد هر یک نخست

که ما را تو از سلم بِرْهان درست

به مرزی که سلم فریدون بود

ز ما باژ خواهی همی چون بود

چو پاسخ بدان شیر شرزه رسید

بجوشید و لب را به دندان گزید

به سوگند بگشاد گویا زبان

که گر یابم از چرخ گردان زمان

من آهنگ ایران خرّم کنم

همه شهرها پُر ز ماتم کنم

به کین جهاندار ضحاک شاه

در آرم فریدونِ کی را ز گاه

همه لشکر از کشورش بازخواند

همه نامداران سرافراز خواند

ادامه‌ی کوش‌نامه

  1. بخش ۳۱۰ - فرستادن فریدون، قارن را با پانصد هزار سپاهی به رومبفرمود تا قارن نامدار
  2. بخش ۳۱۱ - رفتن سلم و قارن به کارزار کوشچو اردیبهشت آمد و روز جوش
  3. بخش ۳۱۲ - جاسوس فرستادن کوش به لشکرگاه ایرانیان، و پیغام قارن به کوشیکی مرد پوینده را همچو دود
  4. بخش ۳۱۳ - آغاز جنگ و پیروزی کوش بر اندیاندو لشکر برابر بر آن دشت کین
  5. بخش ۳۱۴ - جنگ در روز دومچو بگذشت تیره شب و روز شد
  6. بخش ۳۱۵ - گفتگوی قارن با سلم در بسیاری سپاه کوشوزآن روی قارن برآمد دمان
  7. بخش ۳۱۶ - کشته شدن مردان خورّه به دست قارنسپیده دمان قارن رزمخواه
  8. بخش ۳۱۷ - آراستن رزم شاهان رزم قارن و کوش و زخمی شدن قارنچو خورشید رزم شباهنگ کرد
همه‌ی کوش‌نامه ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.