پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

کوش‌نامه

بخش ۳۵۶ - پیر فرزانه از خاندان جمشید است

چو گیتی سیه گشت همرنگ دود

ستاره یکی روشن او را نمود

بدو گفت کاین را گذرگاه کن

فرود آی روز و به شب راه کن

تو یک هفته در بیشه می‌دار رنج

که بر نگذرد روز بر بیست و پنج

که باز آن به آباد کشور شوی

چو بودی تو با تخت و افسر شوی

مکن دیو را دست بر خود دراز

که از ماست یزدان ما بی‌نیاز

بدو گفت کوش ای سر راستان

مرا با تو مانده یکی داستان

بگو تا تو ایدر چرا آمدی

ز تخم که‌ای وز کجا آمدی؟

چنین پاسخش داد فرزانه پیر

که کار من آیدت نادلپذیر

من از تخم جمشید دارم نژاد

که مهتر پسر را چنین پند داد

که دل در سرای سپنجی مبند

که نوشش کَبَست است و بارش گزند

به دانش بری رنج، بهتر بود

کجا بارِ دانش بدان سر بود

بدان جاودانه جهان بر تو رنج

که هست این جهان چون سرای سپنج

اگر زن کنید آرزو از تبار

بجویید نامی زنی هوشیار

چو فرزند گردد میانه پدید

یکی دامن از وی بباید کشید

میان بستن از پیش یزدان پاک

نمودن پرستش به امّید و باک

کرا آرزو نیست فرزند و زن

ز مردم شود دور و از انجمن

ز گیتی یکی گوشه آرد به دست

شود تا بود زنده یزدان‌پرست

از ایشان یکی بازپس‌تر منم

که بگداخت زین سان که بینی تنم

ز شهری کجا «سوگواران»ش نام

برفتم من ایدر گرفتن کنام

ز خویشان شدم دور وز شهر خویش

خرد مر مرا باد بر زهر بیش

از ایدر بدان شهر ده روزه راه

همه بیشهٔ ژرف و آب و گیاه

به هر چند سالی ز خویشان من

بیایند ازآن پاک‌کیشان من

ز دانش بپرسند و گردند باز

همین است کار و همین است راز

ببوسید پس دستِ فرزانه، کوش

پسودش دو رخساره بر یال و گوش

ادامه‌ی کوش‌نامه

  1. بخش ۳۵۸ - خواندن کوش مردمان را به ایزدپرستیوزآن پس بتان را بدان چهره کرد
  2. بخش ۳۵۹ - خواهش شاه جابلق از کوش برای دور ساختن گزند موران آدمخوارمگر شاه جابلق کاو نامه‌ای
  3. بخش ۳۶۰ - نیرنگ کوش برای نابود ساختن مورانچو کوش جهاندیده نامه بخواند
  4. بخش ۳۶۱ - خواهش دیگر شاه جابلق از کوش برای روستای بی‌آب کشورشچو برگشتن آراست شاه و سپاه
  5. بخش ۳۶۲ - نیرنگ کوش، و ساختن صندوق و فوارهیکی کرد صندوق رویین بساخت
  6. بخش ۳۶۳ - ساختن حوض‌ها برای درمان مصروعانبه راه بیابان به جایی رسید
  7. بخش ۳۶۴ - ساختن گنبد و بتی بر چهر خویشوز آن جایگه کوش ره برنوشت
  8. بخش ۳۶۵ - شارستانی به نام ارمدگر شارسْتانی‌ست از سیم ناب
همه‌ی کوش‌نامه ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.