پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

کوش‌نامه

بخش ۳۶۴ - ساختن گنبد و بتی بر چهر خویش

وز آن جایگه کوش ره برنوشت

یکی گِرد آن پادشاهی بگشت

به شهر «ظرش» چون به دریا رسید

پس آباد و خرّم یکی شهر دید

در او گنبدی ساخت هشتاد گز

همه سنگ خاره نه چوب و نه گز

بُتی ساخت بلّور بر چهر خویش

نهاد اندر آن گنبد از مهر خویش

ز بلّور، قندیل کردش یکی

به نیرنگ روغنْش داد اندکی

چو از سقف گنبد درآویختند

بدو روغن زیت برریختند

یکی آتش اندر زمین برفروخت

به کردار شمع فروزان بسوخت

چو رفتی به برج حمل آفتاب

برافروختی ناگهان گاه خواب

چنین تا جهان پر ز گلشن شدی

ز خورشید خرچنگ روشن شدی

سکندر بدان بت رسید و شکست

نکرد، این شگفتی، به قندیل دست

به جای است قندیل و گنبد هنوز

زیانش ندارد خزان و تموز

ادامه‌ی کوش‌نامه

  1. بخش ۳۶۶ - چهارطاقی نزدیک شهر ارمیکی چارطاقی به نزدیک شهر
  2. بخش ۳۶۷ - ماهنگ، دارای چین، یا کوش پیشین بنیانگذار چهار طاقیجهاندیده گوید که بنیاد این
  3. بخش ۳۶۸ - ساختن طلسم در افریقیهبه افریقیه اندر دو کوه است باز
  4. بخش ۳۶۹ - دادگری کوشوز آن پس جهاندیده کوش سترگ
همه‌ی کوش‌نامه ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.