پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

کوش‌نامه

بخش ۳۶۱ - خواهش دیگر شاه جابلق از کوش برای روستای بی‌آب کشورش

چو برگشتن آراست شاه و سپاه

زمین را ببوسید جابلق شاه

ورا گفت کای شاه آزاده‌خوی

نمانده‌ست کاری جز این آرزوی

که در کشورم روستایی‌ست خَوش

در او مردمانی همه شیرفش

همه ساله از آب‌تنگی دژم

جز از آب باران نبینند نم

که از فرّ سالار دانش‌پژوه

یکی آب پیدا شود پیش کوه

شود کشور آباد و من شادمان

برآساید از غم دل مردمان

مرا آرزو گردد از تو تمام

به گیتی بماندت جاوید نام

چو کوش سرافراز مر آن شنید

همانگه سپه را بدان سو کشید

یکی روستا دید همچون سراب

در و دشت و کهسار او خشک از آب

دو رویه ز هر روی شش پاره ده

مر آن هر دهی را همه مرد مه

که آن هر دهی بود مانند شهر

ز بازار، وز برزن و کوی بهر

همان بود کز آب بی‌مایه بود

ز باغ و ز کاریز بی‌سایه بود

بسی کرده بر راهِ سیل آبگیر

همه ساله زو خورده برنا و پیر

به نزدیک ایشان یکی کوه ژرف

که هرگز نبودی برآن کوه برف

رسیده سرش سوی ابر سیاه

وز آن روستا بود بر کوه، راه

ادامه‌ی کوش‌نامه

  1. بخش ۳۶۳ - ساختن حوض‌ها برای درمان مصروعانبه راه بیابان به جایی رسید
  2. بخش ۳۶۴ - ساختن گنبد و بتی بر چهر خویشوز آن جایگه کوش ره برنوشت
  3. بخش ۳۶۵ - شارستانی به نام ارمدگر شارسْتانی‌ست از سیم ناب
  4. بخش ۳۶۶ - چهارطاقی نزدیک شهر ارمیکی چارطاقی به نزدیک شهر
  5. بخش ۳۶۷ - ماهنگ، دارای چین، یا کوش پیشین بنیانگذار چهار طاقیجهاندیده گوید که بنیاد این
  6. بخش ۳۶۸ - ساختن طلسم در افریقیهبه افریقیه اندر دو کوه است باز
  7. بخش ۳۶۹ - دادگری کوشوز آن پس جهاندیده کوش سترگ
همه‌ی کوش‌نامه ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.