پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

کوش‌نامه

بخش ۳۵۸ - خواندن کوش مردمان را به ایزدپرستی

وزآن پس بتان را بدان چهره کرد

که فرزانه او را از آن بهره کرد

چنین گفت پس بر سر انجمن

که از زیردستان ما، مرد و زن

نخستین به یزدان نیایش کنید

پس آنگاه ما را ستایش کنید

که او کردگار است و من شهریار

مرا و شما را بدوی است کار

شدند آن همه کشور ایزدپرست

جهان از کف دیو وارون بجست

ز شاهان، وز مردم لشکری

همان نامه آمد به فرمانبری

ادامه‌ی کوش‌نامه

  1. بخش ۳۶۰ - نیرنگ کوش برای نابود ساختن مورانچو کوش جهاندیده نامه بخواند
  2. بخش ۳۶۱ - خواهش دیگر شاه جابلق از کوش برای روستای بی‌آب کشورشچو برگشتن آراست شاه و سپاه
  3. بخش ۳۶۲ - نیرنگ کوش، و ساختن صندوق و فوارهیکی کرد صندوق رویین بساخت
  4. بخش ۳۶۳ - ساختن حوض‌ها برای درمان مصروعانبه راه بیابان به جایی رسید
  5. بخش ۳۶۴ - ساختن گنبد و بتی بر چهر خویشوز آن جایگه کوش ره برنوشت
  6. بخش ۳۶۵ - شارستانی به نام ارمدگر شارسْتانی‌ست از سیم ناب
  7. بخش ۳۶۶ - چهارطاقی نزدیک شهر ارمیکی چارطاقی به نزدیک شهر
  8. بخش ۳۶۷ - ماهنگ، دارای چین، یا کوش پیشین بنیانگذار چهار طاقیجهاندیده گوید که بنیاد این
همه‌ی کوش‌نامه ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.