پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی

بیدل دهلوی

غزلیات

۲,۸۲۷ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۱ ای آینهٔ حسن تمنای تو جان‌ها
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۲ ا‌ی داغ کمال تو عیان‌ها و نهان‌ها
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۳ ای گرد تکاپوی سراغ نو نشان‌ها
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۴ این انجمن عشق است توفانگر سامان‌ها
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۵ زهی چون گل به یاد چیدن از شوق تو دامان‌ها
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۶ چو سایه چند به هر خاک جبهه سودن‌ها
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۷ چو اشک، آن کس که می‌چیند گلِ عیش از تپیدن‌ها
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۸ چو شمعم از خجالت رهنمود نارسیدن‌ها
  9. غزل شمارهٔ ۳۰۹ فلک این سرکشی چند از غبار آرمیدن‌ها
  10. غزل شمارهٔ ۳۱۰ در فکر حق و باطل خوردیم عبث خون‌ها
  11. غزل شمارهٔ ۳۱۱ وفاق تخم ثباتی نکاشت در دل و دین‌ها
  12. غزل شمارهٔ ۳۱۲ ای رسته ز گلزارت آن نرگس جادوها
  13. غزل شمارهٔ ۳۱۳ ای فدای جلوهٔ مستانه‌ات میخانه‌ها
  14. غزل شمارهٔ ۳۱۴ چیده است لاف خلق به چیدن ترانه‌ها
  15. غزل شمارهٔ ۳۱۵ ای موج‌زن بهار خیالت ز سینه‌ها
  16. غزل شمارهٔ ۳۱۶ ای آرزوی مهر تو سیلاب‌ کینه‌ها
  17. غزل شمارهٔ ۳۱۷ تعلق بود سیر آهنگ چندین نوحه‌سازی‌ها
  18. غزل شمارهٔ ۳۱۸ باز آب شمشیرت از بهارجوشی‌ها
  19. غزل شمارهٔ ۳۱۹ به ذوق داغ کسی در کنار سوختگی‌ها
  20. غزل شمارهٔ ۳۲۰ تا چند به هر عیب و هنر طعنه‌زنی‌ها
  21. غزل شمارهٔ ۳۲۱ سخن شد داغ دل چون شمع از آتش‌بیانی‌ها
  22. غزل شمارهٔ ۳۲۲ بود سرمشق درس خامشی باریک‌بینی‌ها
  23. غزل شمارهٔ ۳۲۳ به داغ غربتم واسوخت آخر خودنمایی‌ها
  24. غزل شمارهٔ ۳۲۴ ای بهارستانِ اقبال ای چمن سیما بیا
  25. غزل شمارهٔ ۳۲۵ چه فسردگی‌ بلد تو شد که به محفل من و ما بیا
  26. غزل شمارهٔ ۳۲۶ ای‌گداز دل نفسی اشک شو به دیده بیا
  27. غزل شمارهٔ ۳۲۷ به هر جبین‌که بود سطری ازکتاب حیا
  28. غزل شمارهٔ ۳۲۸ به نمود هستی بی‌اثر چه نقاب شق‌کنم از حیا
  29. غزل شمارهٔ ۳۲۹ ما را ز گرد این دشت‌ عزمی است رو به‌ دریا
  30. غزل شمارهٔ ۳۳۰ آسودگان گوشهٔ دامان بوریا
  31. غزل شمارهٔ ۳۳۱ در شهد راحتند فقیران بوریا
  32. غزل شمارهٔ ۳۳۲ حرص فرصت انتظار و دوررنگ است آسیا
  33. غزل شمارهٔ ۳۳۳ چیست آدم مفردکلک د‌بیرستان رب
  34. غزل شمارهٔ ۳۳۴ همیشه سنگدلان‌اند نامدار طرب
  35. غزل شمارهٔ ۳۳۵ اگر برافکنی از روی ناز طرف نقاب
  36. غزل شمارهٔ ۳۳۶ به‌روی‌نسخهٔ‌هستی‌که نیست جز تب وتاب
  37. غزل شمارهٔ ۳۳۷ بس‌که دارد برق تیغت درگذشتنها شتاب
  38. غزل شمارهٔ ۳۳۸ تا از آن پای نگارین بوسه‌ای‌کرد انتخاب
  39. غزل شمارهٔ ۳۳۹ تا نمی‌دزدد غبار غفلت هستی خطاب
  40. غزل شمارهٔ ۳۴۰ چو شمع تا سحر افسانه می‌شود تب وتاب
  41. غزل شمارهٔ ۳۴۱ ز درد تشنه‌لبیها در این محیط سراب
  42. غزل شمارهٔ ۳۴۲ ممسک اگر به عرض سخا جوشد از شراب
  43. غزل شمارهٔ ۳۴۳ می‌دهد دل را نفس آخر به سیل اضطراب
  44. غزل شمارهٔ ۳۴۴ می‌کنم‌گاهی به یاد مستی چشمت شتاب
  45. غزل شمارهٔ ۳۴۵ وقت پیری شرم دارید از خضاب
  46. غزل شمارهٔ ۳۴۶ بسکه شد از تشنه‌کامی‌های ما نایاب آب
  47. غزل شمارهٔ ۳۴۷ چو من زکسوت هستی ترآمده‌ست حباب
  48. غزل شمارهٔ ۳۴۸ کیفیت هوای که دارد سر حباب
  49. غزل شمارهٔ ۳۴۹ گذشته‌ام به تنک ظرفی از مقام حباب
  50. غزل شمارهٔ ۳۵۰ پیام داشت به عنقا خط جبین حباب
  51. غزل شمارهٔ ۳۵۱ بی‌لطافت نیست از بس وحشت آهنگ است آب
  52. غزل شمارهٔ ۳۵۲ تا زند فال‌گهر بیتابی آهنگ است آب
  53. غزل شمارهٔ ۳۵۳ ای منت عرق زجبینت برآفتاب
  54. غزل شمارهٔ ۳۵۴ تاب زلفت سایه آویزد به طرف آفتاب
  55. غزل شمارهٔ ۳۵۵ ای جلوهٔ تو سرشکن شان آفتاب
  56. غزل شمارهٔ ۳۵۶ ای چیده نقش پای تو دکان آفتاب
  57. غزل شمارهٔ ۳۵۷ به خاک راه‌که‌گردید قطره‌زن مهتاب
  58. غزل شمارهٔ ۳۵۸ علمی‌که خلق یافته بیچونش انتخاب
  59. غزل شمارهٔ ۳۵۹ بی‌کمالی‌نیست دل از شرم چون می‌گردد آب
  60. غزل شمارهٔ ۳۶۰ هرکجا بی‌رویت از چشمم برون می‌گردد آب

متن اشعار به نقل از گنجور.