پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۶

چو سایه چند به هر خاک جبهه سودن‌ها

که زنگ بخت نگردد کم از زدودن‌ها

غبار غفلت و روشندلی نگردد جمع

کجاست دیدهٔ آیینه را غنودن‌ها

ز امتحان محبت در آتشیم همه

چو عود سوختن ماست آزمودن‌ها

دمی که جلوه ادا فهم مدعا باشد

گشودن مژه هم مفت لب گشودن‌ها

مخواه زآینهٔ حسن رفع جوهر خط

که بیش می‌شود این زنگ از زدودن‌ها

گر آبرو بود از حادثات کاهش نیست

زیان نمی‌رسد الماس را ز سودن‌ها

کجاست عشرت اندوختن به راحت ترک

مجو چو کاشتن آسانی از درودن‌ها

مباش هرزه‌نوای بساط کج‌فهمان

که ترسم آفت نفرین کشد ستودن‌ها

تغافل از بد و نیک اعتبار اهل حیاست

که سرخ‌رویی چشم آورد غنودن‌ها

نی‌ام چو ماه نو از آفت کمال ایمن

همان به کاستنم می‌برد فزودن‌ها

فریب فرصت هستی مخور که همچو شرار

نهفتنی‌ست اگر هست وانمودن‌ها

درین محیط که نقد فسوس گوهر اوست

کفی پُرآبله کن چون صدف ز سودن‌ها

سراغ جیب سلامت نمی‌توان دریافت

مگر ز کسوت بی‌رنگ هیچ بودن‌ها

گره‌گشای سخنور سخن بود بیدل

به ناخنی نفتد کار لب گشودن‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۸چو شمعم از خجالت رهنمود نارسیدن‌ها
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۹فلک این سرکشی چند از غبار آرمیدن‌ها
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۰در فکر حق و باطل خوردیم عبث خون‌ها
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۱وفاق تخم ثباتی نکاشت در دل و دین‌ها
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۲ای رسته ز گلزارت آن نرگس جادوها
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۳ای فدای جلوهٔ مستانه‌ات میخانه‌ها
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۴چیده است لاف خلق به چیدن ترانه‌ها
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۵ای موج‌زن بهار خیالت ز سینه‌ها
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.