پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۳

ای فدای جلوهٔ مستانه‌ات میخانه‌ها

گرد سرگردیدهٔ چشمت خط پیمانه‌ها

سوخت باهم برق بی‌پروایی عشق غیور

خواب چشم شمع و بالین پر پروانه‌ها

گردباد ایجادکرد آخر به صحرای جنون

بر هوا پیچیدن موی سر دیوانه‌ها

رازعشق ازدل برون‌افتاد و رسوایی‌کشید

شد پریشان‌گنج تا غافل شد از ویرانه‌ها

عاقبت‌در زلف خوبان جای آرایش نماند

تخته‌گردید از هجوم دل دکان شانه‌ها

تا رسد خوابی به فریاد دماغ ما چوشمع

تا سحر زین انجمن باید شنید افسانه‌ها

جوهرکین خنده‌می‌چیند به‌سیمای حسد

نیست برهم خوردن شمشیر بی‌دندانه‌ها

تاطبایع نیست‌مألوف‌،‌انجمن‌ویرانه است

ناقص افتدخوشه چون‌بی‌ربط بالددانه‌ها

خلق‌گرمی داشت‌شرم چشم‌پرخاشی نبود

عرصهٔ شطرنج شداز بی‌دری‌این خانه‌ها

نا توانی قطع‌کن بیدل ز ابنای زمان

آشنای‌کس نگردند این حیا بیگانه‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۵ای موج‌زن بهار خیالت ز سینه‌ها
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۶ای آرزوی مهر تو سیلاب‌ کینه‌ها
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۷تعلق بود سیر آهنگ چندین نوحه‌سازی‌ها
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۸باز آب شمشیرت از بهارجوشی‌ها
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۹به ذوق داغ کسی در کنار سوختگی‌ها
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۰تا چند به هر عیب و هنر طعنه‌زنی‌ها
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۱سخن شد داغ دل چون شمع از آتش‌بیانی‌ها
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۲بود سرمشق درس خامشی باریک‌بینی‌ها
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.