پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۸

باز آب شمشیرت از بهارجوشی‌ها

داد مشت خونم را یاد گل‌فروشی‌ها

ناله تا نفس دزدید من به سرمه خوابیدم

کرد شمع این محفل داغم از خموشی‌ها

یا تغافل از عالم یا ز خود نظر بستن

زین دو پرده بیرون نیست ساز عیب‌پوشی‌ها

مایه‌دار هستی را لاف ما و من ننگ است

بی‌بضاعتان دارند عرض خودفروشی‌ها

زاهدی نمی‌دانم تقویی نمی‌خواهم

سینه‌صافیی دارم نذر دُردنوشی‌ها

ساز محفل هستی پُر گسستن‌آهنگ است

از نفس که می‌خواهد عافیت‌سروشی‌ها

محرم فنا بیدل زیر بار کسوت نیست

شعله جامه‌ای دارد از برهنه‌دوشی‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۰تا چند به هر عیب و هنر طعنه‌زنی‌ها
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۱سخن شد داغ دل چون شمع از آتش‌بیانی‌ها
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۲بود سرمشق درس خامشی باریک‌بینی‌ها
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۳به داغ غربتم واسوخت آخر خودنمایی‌ها
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۴ای بهارستانِ اقبال ای چمن سیما بیا
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۵چه فسردگی‌ بلد تو شد که به محفل من و ما بیا
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۶ای‌گداز دل نفسی اشک شو به دیده بیا
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۷به هر جبین‌که بود سطری ازکتاب حیا
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.