پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۴

ای بهارستانِ اقبال ای چمن سیما بیا

فصلِ سیرِ دل‌ گذشت اکنون به‌ چشمِ ما بیا

می‌کشد خمیازهٔ صبح‌ انتظارِ آفتاب

در خمارآبادِ مخموران قدح‌پیما بیا

بحر هر سو رونهد امواج‌ گردِ راهِ او ست

هر دو عالم در رکابت می‌دود تنها بیا

خلوتِ اندیشه حیرت‌خانهٔ دیدارِ تو ست

ای‌ کلیدِ دل درِ امید ما بگشا بیا

عرض‌ تخصیص از فضولی‌های آداب‌ِ وفا ست

چون نگه در دیده یا چون روح در اعضا بیا

بیش از این نتوان حریفِ دا‌غِ حرمان زیستن

یا مرا از خود ببر آنجا که هستی یا بیا

فرصتِ هستی ندارد دستگاهِ انتظار

مفتِ امروزیم پس ای وعدهٔ فردا بیا

رنگ‌ و بو جمع است در هر جا چمن دارد بهار

ما همه پیشِ توایم ای جمله ما با ما بیا

وصلِ مشتاقان ز اسبابِ دگر مستغنی است

احتیاج این است‌ کـای سامانِ استغنا بیا

کو مقامی کز شکوهِ معنی‌ات لبریز نیست

غفلت است اینها که بیدل‌ گویدت اینجا بیا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۶ای‌گداز دل نفسی اشک شو به دیده بیا
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۷به هر جبین‌که بود سطری ازکتاب حیا
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۸به نمود هستی بی‌اثر چه نقاب شق‌کنم از حیا
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۹ما را ز گرد این دشت‌ عزمی است رو به‌ دریا
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۰آسودگان گوشهٔ دامان بوریا
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۱در شهد راحتند فقیران بوریا
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۲حرص فرصت انتظار و دوررنگ است آسیا
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۳چیست آدم مفردکلک د‌بیرستان رب
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.