پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۹

ما را ز گرد این دشت‌ عزمی است رو به‌ دریا

پرکهنه شد تیمم اکنون وضو به دریا

گر کسب اعتبارات دوری ز بزم انس است

یک قطره چون‌ گوهر نیست بی‌ آبرو به دریا

شرم غنا چه مقدار بر فطرتم‌ گران بود

کز یک عرق چو گوهر رفتم فرو به دریا

بی‌ ظرف همتی نیست در عشق غوطه خوردن

گر حرص تشنه‌کام است تر کن‌ گلو به دریا

خفت‌کش خیالی باد سرت حبابی‌ست

تا کی حریف بودن با این‌ کدو به دریا

علم و فنی‌ که‌ داری محو خیالش اولی‌ست

کس نیست مرد تحقیق بشکن سبو به‌ دریا

خلقی پی توهم تا ذات می‌رساند

ما نیز برده باشیم آبی ز جو به دریا

سرمایه خفت آنگه سودای خودنمایی

غیر از تری چه دارد موج از نمو به دریا

بی‌ جوهر یقینی از علم و فن چه حاصل

ماهی نمی‌توان شد ای‌ کرده خو به دریا

سامان غیرت‌ مرد از چشمه‌سار شرم است

آبی‌ که در جبین نیست غافل مجو به دریا

هر چند کس ندارد فهم زبان تسلیم

دست غریقی آخر چیزی بگو به دریا

بیدل تردد خلق محو کنار خود ماند

نگشود راه این سیل از هیچ‌سو به دریا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۱در شهد راحتند فقیران بوریا
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۲حرص فرصت انتظار و دوررنگ است آسیا
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۳چیست آدم مفردکلک د‌بیرستان رب
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۴همیشه سنگدلان‌اند نامدار طرب
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۵اگر برافکنی از روی ناز طرف نقاب
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۶به‌روی‌نسخهٔ‌هستی‌که نیست جز تب وتاب
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۷بس‌که دارد برق تیغت درگذشتنها شتاب
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۸تا از آن پای نگارین بوسه‌ای‌کرد انتخاب
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.