پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۸

تا از آن پای نگارین بوسه‌ای‌کرد انتخاب

جام در موج شفق زد حلقهٔ چشم رکاب

تا به بحر شوق چون گرداب دارم اضطراب

نیست نقش خاتم من جز نگین پیچ و تاب

از دهان بی‌نشانت هیچ نتوان دم زدن

سوختم زین معنی موهوم خاموش جواب

جام گل را از می رنگت جگر چون لاله داغ

وز نگاهت شیشهٔ می را نفس چو شبنم آب

صفحهٔ گلشن نبندد نقش رنگت در خیال

ساغر نرگس نبیند نشئهٔ چشمت به خواب

خنده لبریز ملاحت‌، جلوه مالامال حسن

ناز سرشار جفاها، غمزه مخمور عتاب

سایه‌پردازی تغافل‌های خورشید است و بس

گر تو از رخ پرده برگیری که می‌گردد نقاب‌؟

ناله را آسوده نتوان دید در کیش وفا

به که کم گردد دعای دردمندان مستجاب

در گلستانی که رنگ از چهرهٔ من می‌ریختند

گشت هر برگ خزان آیینه‌دار آفتاب

تا هوایی در سرم پیچید از خود می‌روم

گردبادم دارم از سرگشتگی پا در رکاب

شبنم لطف کریمان جهان برق است و بس

غیر آتش نیست در سرچشمهٔ خورشید آب

عالم امن است حیرانی مژه بر هم زدن

خانه‌ها ز افتادن دیوار می‌گردد خراب

معجز خوبی نگر بیدل که هنگام سخن

لعل خاموشش کشید از غنچهٔ گوهر گلاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۰چو شمع تا سحر افسانه می‌شود تب وتاب
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۱ز درد تشنه‌لبیها در این محیط سراب
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۲ممسک اگر به عرض سخا جوشد از شراب
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۳می‌دهد دل را نفس آخر به سیل اضطراب
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۴می‌کنم‌گاهی به یاد مستی چشمت شتاب
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۵وقت پیری شرم دارید از خضاب
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۶بسکه شد از تشنه‌کامی‌های ما نایاب آب
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۷چو من زکسوت هستی ترآمده‌ست حباب
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.