پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۷

چو من زکسوت هستی ترآمده‌ست حباب

به قدر پیرهن از خود برآمده‌ست حباب

جهان نه برق غنا دارد و نه ساز غرور

عرق‌فروش سر و افسر آمده‌ست حباب

هزار جا گره اعتبار شق کردیم

به خشم ما همه دم‌گوهرآمده‌ست حباب

کسی به ضبط عنان نفس چه پردازد

سوارکشتی بی‌لنگر آمده‌ست حباب

به این دو روزه بقا خودنمای وهم مباش

به روی آب تنک کمتر آمده‌ست حباب

به نام خشک مزن جام تردماغی ناز

ز آبگینه هم آخر برآمده‌ست حباب

به فرصتی‌که نداری امید مهلت چیست

درون بیضه برون پر برآمده‌ست حباب

ز احتیاط ادبگاه این محیط مپرس

نفس‌گرفته برون در آمده‌ست حباب

طرب پیام چه شوقند قاصدان عدم

که جام برکف وگل بر سر آمده‌ست حباب

مکن ز خوان‌کرم شکوه‌،‌گر نصیبت نیست

که در محیط نگون ساغر آمده‌ست حباب

ز باغ تهمت عنقاگلی به سر زده‌ایم

به هستی از عدم دیگر آمده‌ست حباب

نفس متاعی بیدل در چه لاف زند

به فربهی منگر لاغر آمده‌ست حباب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۹گذشته‌ام به تنک ظرفی از مقام حباب
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۰پیام داشت به عنقا خط جبین حباب
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۱بی‌لطافت نیست از بس وحشت آهنگ است آب
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۲تا زند فال‌گهر بیتابی آهنگ است آب
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۳ای منت عرق زجبینت برآفتاب
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۴تاب زلفت سایه آویزد به طرف آفتاب
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۵ای جلوهٔ تو سرشکن شان آفتاب
  8. غزل شمارهٔ ۳۵۶ای چیده نقش پای تو دکان آفتاب
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.