پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۸

به نمود هستی بی‌اثر چه نقاب شق‌کنم از حیا

تو مگر به من نظری‌کنی‌که دمی عرق‌کنم از حیا

اگرم دهد خط امتحان‌، هوس‌کتاب نه آسمان

مژه بر هم آرم ازین وآن همه یک ورق کنم ازحیا

چه‌کنم ز شوخی‌طبع دون‌،‌قدحی‌نزد عرقم به‌خون

که ببوسم آن لب لعل‌گون سحری شفق‌کنم ازحیا

ز تخیلی‌که به راه دین غم باطلم شده دلنشین

به من این‌گمان نبرد یقین‌که خیال حق کنم از حیا

چوز خاک لاله‌برون زند، قدح‌شکسته به‌خون زند

هوسی اگربه جنون زند به همین نسق کنم ازحیا

زکمالم آنچه به‌هم رسد، نه زلوح‌ونی زقلم رسد

خط نقش پا به‌رقم رسدکه منش‌سبق‌کنم از حیا

به‌امید وصل تونازنین‌،‌همه رانثار دل است‌و دین

من بیدل وعرق جبین‌که چه در طبق‌کنم ازحیا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۰آسودگان گوشهٔ دامان بوریا
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۱در شهد راحتند فقیران بوریا
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۲حرص فرصت انتظار و دوررنگ است آسیا
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۳چیست آدم مفردکلک د‌بیرستان رب
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۴همیشه سنگدلان‌اند نامدار طرب
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۵اگر برافکنی از روی ناز طرف نقاب
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۶به‌روی‌نسخهٔ‌هستی‌که نیست جز تب وتاب
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۷بس‌که دارد برق تیغت درگذشتنها شتاب
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.