پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۵

چه فسردگی‌ بلد تو شد که به محفل من و ما بیا

که‌ گشود راه غنودنت‌ که درین فسانه‌سرا بیا

نفسی‌ست مغتنم هوس‌ طربی و حاصل عبرتی

سر بام فرصت پر فشان چو سحر به‌ کسب هوا بیا

تک‌وتاز و هم‌ جنون‌ عنان به‌ سپهر می‌بردت‌ کشان

تو غبارباخته‌طاقتی به زمین عجز رسا بیا

به غبار قافلهٔ سلف نرسیده‌ای و گذشته‌ای

صف پیش می‌زندت صلا که بیا و رو به قفا بیا

سر و پا دمی‌ که به‌ هم رسد، تک‌وتازها به‌ قدم رسد

خم انتظار تو می‌کشم به وداع قد دوتا بیا

به بتان چه تحفه برد اثر ز ترانه قسمی دگر

به رهت سیه شده خون من به بهار رنگ حنا بیا

کس ازین حدیقه‌ نمی‌برد کم‌وبیش‌ قسمت بی‌سبب

چو چنار کو طلب ثمر به هزار دست دعا بیا

به ادای ناز فضولی‌ات سر و برگ حسن قبول‌ کو

ستم است دعوت شه‌ کنی‌ که به‌ کلبه‌های‌ گدا بیا

به‌ فسون حاجت هرزه‌دو، در جرأتی نگشوده‌ام

ز حیا رسیده به‌ گوش من‌ که عرق‌ کن آبله‌پا بیا

تو چو شمع‌ در بر انجمن به‌ هوس ستمکش سوختن

کف پا نشسته به راه سرکه بلغز و جانب ما بیا

من بیدل از در عاجزی به‌ چه سو روم، به‌ کجا رسم

همه‌سوست حکم برو برو همه‌جاست شور بیا بیا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۷به هر جبین‌که بود سطری ازکتاب حیا
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۸به نمود هستی بی‌اثر چه نقاب شق‌کنم از حیا
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۹ما را ز گرد این دشت‌ عزمی است رو به‌ دریا
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۰آسودگان گوشهٔ دامان بوریا
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۱در شهد راحتند فقیران بوریا
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۲حرص فرصت انتظار و دوررنگ است آسیا
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۳چیست آدم مفردکلک د‌بیرستان رب
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۴همیشه سنگدلان‌اند نامدار طرب
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.