پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۷

تعلق بود سیر آهنگ چندین نوحه‌سازی‌ها

قفس آموخت ما را صنعت قانون‌نوازی‌ها

جهانی را غرور جاه کرد از فکر خود غافل

گریبان‌ها ته پا آمد از دامن طرازی‌ها

غنا دردسر اسباب بردارد؟ محال است این

گذشتن نگذرد از آب تیغ بی‌نیازی‌ها

در این دشت هوس یارب چه گوهر در گره بستم

عرق شد مهرهٔ گل از غبار هرزه‌تازی‌ها

جنون مشرب شمع است یکسر ساز این محفل

جهانی می‌خورد آب از تلاش خودگدازی‌ها

کمال از خجلت عرض تعین آب می‌گردد

خوشا گنجی که در ویرانه دارد خاکبازی‌ها

به اقبال ادب گر نسبتی داری مهیا کن

گریبانی که از سر نگذرد گردن‌فرازی‌ها

تو با ساز تعلق درگذشتی از امل بیدل

ندارد رشتهٔ کس بی‌گسستن این درازی‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۹به ذوق داغ کسی در کنار سوختگی‌ها
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۰تا چند به هر عیب و هنر طعنه‌زنی‌ها
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۱سخن شد داغ دل چون شمع از آتش‌بیانی‌ها
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۲بود سرمشق درس خامشی باریک‌بینی‌ها
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۳به داغ غربتم واسوخت آخر خودنمایی‌ها
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۴ای بهارستانِ اقبال ای چمن سیما بیا
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۵چه فسردگی‌ بلد تو شد که به محفل من و ما بیا
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۶ای‌گداز دل نفسی اشک شو به دیده بیا
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.