پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۲

ای رسته ز گلزارت آن نرگس جادوها

صاد قلم تقدیر با مصرع ابروها

نتوان به دل عشاق افسون رهایی خواند

زین سلسله آزادند زنجیر‌ی‌ گیسوها

نیرنگ طلب ما را این دربدری آموخت

قمری به سر سرو است آوارهٔ‌ کوکوها

بر غنچه ستم‌ها رفت تا گل چمن‌آرا شد

از گرد شکست دل رنگی‌ست بر‌ این روها

صید دو جهان‌ از عدل در پنجهٔ اقبال است

پرواز نمی‌خواهد شاهین ترازوها

تا لفظ نگردد فاش معنی نشود عریان

بی‌پردگی رنگ است آشفتگی بوها

خست ز کرم‌کیشان ظلم است به درویشان

برسبزه دم تیغ است لب‌خشکی این جوها

ما سجده‌سرشتان را جز عجز پناهی نیست

امید رسا داریم چون سر به ته موها

هر‌ کس ز نظرها جست از خاک برون ننشست

واماند‌ة این صحراست گرد رم آهوها

این عالم‌ اندوه‌ است یاران‌ طرب اینجا نیست

جمعیت اگر خواهی پیشانی و زانوها

قانع‌صفتا‌ن بیدل بر مائدة قسمت

چون موج‌ گهر بالند از خوردن پهلوها

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۴چیده است لاف خلق به چیدن ترانه‌ها
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۵ای موج‌زن بهار خیالت ز سینه‌ها
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۶ای آرزوی مهر تو سیلاب‌ کینه‌ها
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۷تعلق بود سیر آهنگ چندین نوحه‌سازی‌ها
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۸باز آب شمشیرت از بهارجوشی‌ها
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۹به ذوق داغ کسی در کنار سوختگی‌ها
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۰تا چند به هر عیب و هنر طعنه‌زنی‌ها
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۱سخن شد داغ دل چون شمع از آتش‌بیانی‌ها
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.