پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۱

وفاق تخم ثباتی نکاشت در دل و دین‌ها

به حکم یأس دمیدیم از این فسرده زمین‌ها

چو غنچه در پس زانوی انتظار جدایی

نشسته در چمن ما هزار رنگ کمین‌ها

در این زمانه سر نخوتی کشیده به هرسو

ز نقشخانهٔ پا در هوای چنبر زین‌ها

غم معاش به تاراج حسن تاخته چندان

که لاغری ز میان رفته فربهی ز سرین‌ها

نم مروتی از خلق اگر رسد به خیالت

چکیده گیر به خاک از فشار چین جبین‌ها

نظر نکرده به دل مگذر ای بهار تعین

تغافل از چه به صیقل زنند آینه‌بین‌ها

حضور عبرت و اسباب راحت این چه خیال است

مژه نبسته به خواب است چشم سایه‌نشین‌ها

به نام شهرت اقبال زندگی نفروشی

که زهر در بن دندان نهفته‌اند نگین‌ها

نفس گداخت خجالت به خاک خفت قناعت

ولی چه سود علاج غرض نمی‌شود این‌ها

تظلم دم پیری‌ کجا برم من بیدل

رسید مو به سپیدی کشید پوست به چین‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۳ای فدای جلوهٔ مستانه‌ات میخانه‌ها
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۴چیده است لاف خلق به چیدن ترانه‌ها
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۵ای موج‌زن بهار خیالت ز سینه‌ها
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۶ای آرزوی مهر تو سیلاب‌ کینه‌ها
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۷تعلق بود سیر آهنگ چندین نوحه‌سازی‌ها
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۸باز آب شمشیرت از بهارجوشی‌ها
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۹به ذوق داغ کسی در کنار سوختگی‌ها
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۰تا چند به هر عیب و هنر طعنه‌زنی‌ها
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.