پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۰

در فکر حق و باطل خوردیم عبث خون‌ها

این صنعت الفاظ است یا شوخی مضمون‌ها

بر هرچه نظر کردیم کیفیت عبرت داشت

گردون ز کجا واکرد دکانچهٔ معجون‌ها

نظم گهر معنی چون نثر فراهم نیست

از بس که جنون انگیخت بی‌ربطی موزون‌ها

در خلق ادب‌ورزی خاصیت افلاس است

فقر این همه سامان کرد موسایی و قارون‌ها

بر نیم درم حاجت صد فاتحه باید خواند

هرجا در جودی بود شد مرقد مدفون‌ها

جز کنج مزار امروز کس دادرس کس نیست

انسان چه کند با این خرس و سگ و میمون‌ها

تدبیر تکلف چند بر عالم آزادی

معموره قیامت کرد در دامن هامون‌ها

تا بی‌نفسی شوید آلودگی هستی

چون صبح به گردون رفت جوش کف صابون‌ها

غواصی این دریا بر ضبط نفس ختم است

در شکل حباب اینجاست خم‌ها و فلاطون‌ها

از عشق چه می‌گویی‌، از حسن چه می‌پرسی

مجنون همه لیلی گیر، لیلی همه مجنون‌ها

بیدل خبر خلوت از حلقهٔ در جستم

گفت آنچه درون دارد پیداست ز بیرون‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۲ای رسته ز گلزارت آن نرگس جادوها
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۳ای فدای جلوهٔ مستانه‌ات میخانه‌ها
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۴چیده است لاف خلق به چیدن ترانه‌ها
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۵ای موج‌زن بهار خیالت ز سینه‌ها
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۶ای آرزوی مهر تو سیلاب‌ کینه‌ها
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۷تعلق بود سیر آهنگ چندین نوحه‌سازی‌ها
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۸باز آب شمشیرت از بهارجوشی‌ها
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۹به ذوق داغ کسی در کنار سوختگی‌ها
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.