پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۱

ای آینهٔ حسن تمنای تو جان‌ها

اوراق گلستان ثنای تو زبان‌ها

بی‌زمزمهٔ حمد تو قانون سخن را

افسرده چو خون رگ تار است بیان‌ها

از حسرت گلزار تماشای تو آبست

چون شبنم گل آینه در آینه‌دان‌ها

بی‌تاب وصال است دل اما چه توان کرد

جسم است به راهت گره رشتهٔ جان‌ها

آنجا که بود جلوه‌گه حسن کمالت

چون آینه محو است یقین‌ها و گمان‌ها

از مرحمت عام تو در کوی اجابت

گم‌گشته اثرها به تک و پوی فغان ها

از قوت تأیید تو تحریک نسیمی

بر بحر کشد از شکن موج کمان‌ها

در چارسوی دهر گذر کرد خیالت

لبریز شد از حیرت آیینه دکان‌ها

در پرده دل غیر خیالت نتوان یافت

جولانکده پرتو ماهند کتان‌ها

در دیده بیدل نبود یک دل پر خون

بی‌داغ هوای تو در تن لاله‌ستان‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۳ای گرد تکاپوی سراغ نو نشان‌ها
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۴این انجمن عشق است توفانگر سامان‌ها
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۵زهی چون گل به یاد چیدن از شوق تو دامان‌ها
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۶چو سایه چند به هر خاک جبهه سودن‌ها
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۷چو اشک، آن کس که می‌چیند گلِ عیش از تپیدن‌ها
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۸چو شمعم از خجالت رهنمود نارسیدن‌ها
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۹فلک این سرکشی چند از غبار آرمیدن‌ها
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۰در فکر حق و باطل خوردیم عبث خون‌ها
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.