پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۰

در باغ دل نهان بود از رفتگان نشان‌ها

این آتش آگهی داد ما را ز کاروان‌ها

چندان که شمع کاهد با عافیت قرین است

بازار ما ندارد سودی به این زبان‌ها

تنگی ز بس فشرده‌ست این عرصهٔ جدل را

میدان خزیده یکسر در خانهٔ کمان‌ها

این وادی غرورست فهمیده بایدت رفت

در جاده است اینجا خواباندن سنان‌ها

جوش بهار جسم است آثار سخت‌جانی

جوهر فکنده بیرون زین رنگ استخوان‌ها

پرواز تا جنون کرد گم شد سراغ راحت

بردیم با پر و بال خاشاک آشیان‌ها

تیغ غرور بشکن در کارگاه گردون

آتش زبانه دارد در گردش فسان‌ها

در بارگاه تعظیم اقبال بی‌نیازی‌ست

تمییز پا و سر نیست منظور آستان‌ها

تقلید فقر نتوان در جاه پیش بردن

بحر از گهر چه نازد بر راحت کران‌ها

جایی نمی‌توان برد فریاد بی‌رواجی

کشتی شکست تاجر تا تخته شد دکان‌ها

پست و بلند بسیار دارد تردد جاه

همواری‌ات رها کن بام است و نردبان‌ها

پرواز وهم بیدل زین بیشتر چه باشد

برده‌ست گردش سر ما را به آسمان‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۲ا‌ی داغ کمال تو عیان‌ها و نهان‌ها
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۳ای گرد تکاپوی سراغ نو نشان‌ها
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۴این انجمن عشق است توفانگر سامان‌ها
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۵زهی چون گل به یاد چیدن از شوق تو دامان‌ها
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۶چو سایه چند به هر خاک جبهه سودن‌ها
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۷چو اشک، آن کس که می‌چیند گلِ عیش از تپیدن‌ها
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۸چو شمعم از خجالت رهنمود نارسیدن‌ها
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۹فلک این سرکشی چند از غبار آرمیدن‌ها
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.