پرش به محتوای اصلی
عطار

عطار

باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد

۵۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ بنگر ز صبا دامنِ گل چاک شده
  2. شمارهٔ ۲ گل بین که به غنج و ناز خواهد خندید
  3. شمارهٔ ۳ ابری که رخ باغ کنون خواهد شست
  4. شمارهٔ ۴ از دست گلابگر گل عشوه پرست
  5. شمارهٔ ۵ با گل گفتم چو یوسفِ کنعانی
  6. شمارهٔ ۶ بلبل که به عشق یک هم آواز نیافت
  7. شمارهٔ ۷ بلبل همه شب شرحِ وصالت میخواند
  8. شمارهٔ ۸ گل بین که بر اطراف چمن مینازد
  9. شمارهٔ ۹ نی حال من و تو ماهوش میگوید
  10. شمارهٔ ۱۰ گل بی سر و پای خویشتن می‌انداخت
  11. شمارهٔ ۱۱ چون برگِ گلت بدید گلبرگِ طری
  12. شمارهٔ ۱۲ در پیش رخ تو آفتاب افسانه‌ست
  13. شمارهٔ ۱۳ گل بین که گلابِ ابر میدارد دوست
  14. شمارهٔ ۱۴ گل گفت که رفتنم یقین افتادست
  15. شمارهٔ ۱۵ گل گفت: اگرچه ابر صدگاهم شُست
  16. شمارهٔ ۱۶ گل گفت که دست زرفشان آوردم
  17. شمارهٔ ۱۷ گل گفت که تا روی گشادند مرا
  18. شمارهٔ ۱۸ گل گفت که تا چشم گشادند مرا
  19. شمارهٔ ۱۹ گل گفت: کسم عمر به دریوزه نداد
  20. شمارهٔ ۲۰ گل گفت: ز رخ نقاب باید انداخت
  21. شمارهٔ ۲۱ گل گفت: که گه زخم زند صد خارم
  22. شمارهٔ ۲۲ گل گفت: مرا خون جگر خواهد ریخت
  23. شمارهٔ ۲۳ گل گفت که چند اوفتم در پستی
  24. شمارهٔ ۲۴ گل گفت: نقاب برگشادیم و شدیم
  25. شمارهٔ ۲۵ گل گفت: چنین که من کنون می‌آیم
  26. شمارهٔ ۲۶ گل گفت: کسم هیچ فسون مینکند
  27. شمارهٔ ۲۷ گل گفت: گلابگر چو تابم ببرد
  28. شمارهٔ ۲۸ گل گفت: که با گلابگر هر سحری
  29. شمارهٔ ۲۹ گل گفت: منم فتاده صد کار امروز
  30. شمارهٔ ۳۰ گل گفت: چو نیست هفتهای روی نشست
  31. شمارهٔ ۳۱ گل گفت ز تفِّ دل عرق خواهم کرد
  32. شمارهٔ ۳۲ گل بر سر پای غرقهٔ خون زانست
  33. شمارهٔ ۳۳ یارب صفت رایحهٔ نسرین چیست
  34. شمارهٔ ۳۴ افکند گلابگر ز بیدادگری
  35. شمارهٔ ۳۵ بلبل به سحرگه غزلی تر میخواند
  36. شمارهٔ ۳۶ زین شیوه که اکنون گل تر میخیزد
  37. شمارهٔ ۳۷ تاگل ز گریبان چمن سر بر کرد
  38. شمارهٔ ۳۸ ای گل به دریغِ عمر دل پُر خون کن
  39. شمارهٔ ۳۹ گرچه گل تر درآمدن سر تیز است
  40. شمارهٔ ۴۰ میریخت گل و ز خاک مفرش میکرد
  41. شمارهٔ ۴۱ بشکفت به صد هزار خوبی گل مست
  42. شمارهٔ ۴۲ غنچه که چو پسته لب شود خندانش
  43. شمارهٔ ۴۳ با گل گفتم که داد بستان و برو
  44. شمارهٔ ۴۴ بلبل سخنی گفت به گل آهسته
  45. شمارهٔ ۴۵ گل گفت که در خاک چرا ننشینم
  46. شمارهٔ ۴۶ بلبل به سحر نعره‌زنان می‌آشفت
  47. شمارهٔ ۴۷ در غنچه نگاه کن که چون میجوشد
  48. شمارهٔ ۴۸ چون شور ز گل در دل بلبل افتاد
  49. شمارهٔ ۴۹ گل قصّهٔ بی خویشتنی خواهد گفت
  50. شمارهٔ ۵۰ با گل گفتم: چو چشم آن میدارم
  51. شمارهٔ ۵۱ بشکفت گل و رونق شمشاد ببرد
  52. شمارهٔ ۵۲ گل از پی عمری به طلب می‌آید
  53. شمارهٔ ۵۳ گل عمر بسی کرد طلب پس چه کند
  54. شمارهٔ ۵۴ با گل گفتم که با چنین عمر که هست
  55. شمارهٔ ۵۵ گل بین که به صد غنج و به صدناز رسید
  56. شمارهٔ ۵۶ تا پرده ز روی گلِ تر باز افتاد
  57. شمارهٔ ۵۷ آن نقد نگر که در میان دارد گل

متن اشعار به نقل از گنجور.