پرش به محتوای اصلی

واقف لاهوری

قطعات

۲۲۹ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ یار بی‌آرام می‌خواهد مرا
  2. شمارهٔ ۲ رنگ عشرت بی تو آتش می‌زند جان مرا
  3. شمارهٔ ۳ به دریای غمت افتاده و بیچاره گردیدم
  4. شمارهٔ ۴ نیم‌جانی مانده است از دوریت در تن بیا
  5. شمارهٔ ۵ ساقیا در گردشآور جام را
  6. شمارهٔ ۶ تا معتقد به سبحهٔ صد دانه‌ایم ما
  7. شمارهٔ ۷ هیچ از گریهٔ عشاق اثر نیست تو را
  8. شمارهٔ ۸ تهمت مستی است چون نرگس من ناکام را
  9. شمارهٔ ۹ شمع‌سان شب همه شب گریه بوُد کار مرا
  10. شمارهٔ ۱۰ پای رفتن نیست هرگز از سر آن کو مرا
  11. شمارهٔ ۱۱ در قفس یک همنفس محرم نشد راز مرا
  12. شمارهٔ ۱۲ تو را که گفت که از خون گذر ترحّم را
  13. شمارهٔ ۱۳ طاقت ناله ندارد دل غم‌پیشهٔ ما
  14. شمارهٔ ۱۴ تا کی کنم گوارا افسانه و فسون را
  15. شمارهٔ ۱۵ رسیده از قد او طرفه پایمال مرا
  16. شمارهٔ ۱۶ مزن آتش به جان من که یا بی‌دردمندی را
  17. شمارهٔ ۱۷ چه می‌ترسانی از بیدادی رنگین‌قبا ما را
  18. شمارهٔ ۱۸ کند شیخ و برهمن سجده جنگ دل‌نوازش را
  19. شمارهٔ ۱۹ ضبط کنم در قفس ناله و فریاد را
  20. شمارهٔ ۲۰ از خوبی آفریدند سر تا به پای او را
  21. شمارهٔ ۲۱ عمرم به سر رسید تو هم بی‌وفا بیا
  22. شمارهٔ ۲۲ غزالی آفت آرام من شد از رمیدن‌ها
  23. شمارهٔ ۲۳ زارم از درد جدایی ای دل زارم بیا
  24. شمارهٔ ۲۴ تخت و کلاه، تخته‌کلاه است پیش ما
  25. شمارهٔ ۲۵ ز سیلِ گریه‌ام شد جان مجنون تنگ در صحرا
  26. شمارهٔ ۲۶ وفا روزی که سازد خاک جسم ناتوانم را
  27. شمارهٔ ۲۷ بر سر کویش نه آسان جان به ‌دست آید مرا
  28. شمارهٔ ۲۸ باید به‌سان شمع گذشتن ز جان مرا
  29. شمارهٔ ۲۹ چه رنگ همچو حنا پای آن جوان بوسم
  30. شمارهٔ ۳۰ از گریه کنم سبز به یاد تو چمن را
  31. شمارهٔ ۳۱ از درد اسیری شده آتش نفس ما
  32. شمارهٔ ۳۲ دیوانهٔ پیغام نگار است دل ما
  33. شمارهٔ ۳۳ ای دلِ بی‌خبر آن سرو روان را دریاب
  34. شمارهٔ ۳۴ زلف او دارد به‌دست از خوش‌نصیبی‌ها رقیب
  35. شمارهٔ ۳۵ با اهل وفا از تو جفا نیست مناسب
  36. شمارهٔ ۳۶ خانهٔ من ز آه گشته خراب
  37. شمارهٔ ۳۷ دارم از دست تو ای خانه‌خراب
  38. شمارهٔ ۳۸ عمری گذشت رونق هامون نمانده است
  39. شمارهٔ ۳۹ تا دوچار غم هجران شده است
  40. شمارهٔ ۴۰ کی تو را از بی‌دماغی تاب شور بلبل است
  41. شمارهٔ ۴۱ وانگردید دل غم‌زه یار آمد و رفت
  42. شمارهٔ ۴۲ همیشه از غم دل بر جبین من چین است
  43. شمارهٔ ۴۳ در گوشهٔ امنی که منم حرف‌زدن نیست
  44. شمارهٔ ۴۴ اشک مرا پیام کسی بی‌قرار ساخت
  45. شمارهٔ ۴۵ یار از برم به پیرهن لاله‌گون گذشت
  46. شمارهٔ ۴۶ ز چشم یار حال من تباهی است
  47. شمارهٔ ۴۷ ازینکه گل به سر بوالهوش نگارم ریخت
  48. شمارهٔ ۴۸ همدمان درد من بیانی نیست
  49. شمارهٔ ۴۹ بدم بخنده که آن یار موسم شادیست
  50. شمارهٔ ۵۰ انیس من غم و اندوه بی‌وفای هست
  51. شمارهٔ ۵۱ نوبهار آمد به گلشن راه پیداکردنی است
  52. شمارهٔ ۵۲ بر خاطر ما گرد ستم بیختهٔ کیست
  53. شمارهٔ ۵۳ دوش از ما بی‌خبر دل از پی جانانه رفت
  54. شمارهٔ ۵۴ شد فنا در گریه‌اش این چشم گریان عاقبت
  55. شمارهٔ ۵۵ یا رب از دست قاتلی که مراس
  56. شمارهٔ ۵۶ تا صوت دلکش تو به گوشم رسیده است
  57. شمارهٔ ۵۷ طالع‌نامه من بس که بلند افتاد است
  58. شمارهٔ ۵۸ در داغ تو سینه باغ باغ است
  59. شمارهٔ ۵۹ دل برون از سینه کردم حسرت یاری نداشت
  60. شمارهٔ ۶۰ از چه می‌رانی مرا از کوی خود جا تنگ نیست

متن اشعار به نقل از گنجور.