پرش به محتوای اصلی

واقف لاهوری

قطعات

۲۲۹ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ راز من فاش شد از گریه الهی چه کنم
  2. شمارهٔ ۱۸۲ از حرف شکوه طبع تو بر هم نمی‌زنم
  3. شمارهٔ ۱۸۳ تن به مردم داده‌ام از یار دور افتاده‌ام
  4. شمارهٔ ۱۸۴ لطف آن سرو سهی می‌خواهم
  5. شمارهٔ ۱۸۵ رفتی و بسی ملال دارم
  6. شمارهٔ ۱۸۶ کی بی‌تو جای یک مژه خواب است خانه‌ام
  7. شمارهٔ ۱۸۷ تا آمدم به کوی تو از کار مانده‌ام
  8. شمارهٔ ۱۸۸ چنان شب بر یار نالیده بودم
  9. شمارهٔ ۱۸۹ در سراغ دل خود کام به تنگ آمده‌ام
  10. شمارهٔ ۱۹۰ به دعاها ز جفا باز نیایی چه کنم
  11. شمارهٔ ۱۹۱ چو بست غمزهٔ آن شوخ شست بر دل من
  12. شمارهٔ ۱۹۲ آشفته‌تر ز طرهٔ یارم درین جهان
  13. شمارهٔ ۱۹۳ بسوزان یا بکش یا محرم بزم وصالم کن
  14. شمارهٔ ۱۹۴ تا نگردد خان‌ها ویران ز آب چشم من
  15. شمارهٔ ۱۹۵ مجنون نداشت خاطر ناشاد همچون من
  16. شمارهٔ ۱۹۶ مصلحت نیست ز کوی تو جدایی کردن
  17. شمارهٔ ۱۹۷ پرده از رخ برفکن کز ابر ماه آید برون
  18. شمارهٔ ۱۹۸ یار را از شکوه کردم خصم جان خویشتن
  19. شمارهٔ ۱۹۹ نیست در عالم غریبی همچون من
  20. شمارهٔ ۲۰۰ بس که ز آتش غمت آب شد استخوان من
  21. شمارهٔ ۲۰۱ جان بر لب من آمد سوگند به جان او
  22. شمارهٔ ۲۰۲ سرو در باغ چنین قد نکشید است که تو
  23. شمارهٔ ۲۰۳ مپسند تیره روز مرا ای پسر مرو
  24. شمارهٔ ۲۰۴ بعد دیری آمدی ای یار گندم‌گون مر
  25. شمارهٔ ۲۰۵ خورده‌ام تیری ز چشم شوخ کافرکیش تو
  26. شمارهٔ ۲۰۶ کنم بی‌تو گاهی اگر سیر لاله
  27. شمارهٔ ۲۰۷ خورده‌ام از تیغ او زخمی که گویم واه واه
  28. شمارهٔ ۲۰۸ مهری ندارد با عاشق آن ماه
  29. شمارهٔ ۲۰۹ درین آوارگی با ما رفیقی کی به جا مانده
  30. شمارهٔ ۲۱۰ گشتیم گرفتار تو المنهٔلله
  31. شمارهٔ ۲۱۱ شمشیر در کف می‌آید آن ماه
  32. شمارهٔ ۲۱۲ کرد زلف تو مرا سودایی
  33. شمارهٔ ۲۱۳ جانان ز تو ناز و سرگردانی
  34. شمارهٔ ۲۱۴ خانمان‌سوز گل و یاسمنی
  35. شمارهٔ ۲۱۵ ای آنکه به حسن آفتابی
  36. شمارهٔ ۲۱۶ کردم جگر کباب و تو مهمان نمی‌شوی
  37. شمارهٔ ۲۱۷ در کنار کسی نمی‌آیی
  38. شمارهٔ ۲۱۸ گر این‌چنین تو شوخ به سر فتنه‌گر شوی
  39. شمارهٔ ۲۱۹ خاموش کن ای دل دمی فریادو زاری تا به کی
  40. شمارهٔ ۲۲۰ ای که از زلف دو رنجیر بلا داشته‌ای
  41. شمارهٔ ۲۲۱ کسی به بزم تو چون گردد آشنای کسی
  42. شمارهٔ ۲۲۲ خوشا روزی که با طور محبت آشنا بودی
  43. شمارهٔ ۲۲۳ بر چشم ترم نظر نداری
  44. شمارهٔ ۲۲۴ تا به کی در کشتن ما بی‌دلان خنجر کشی
  45. شمارهٔ ۲۲۵ از سر ما چرا نمی‌گذری
  46. شمارهٔ ۲۲۶ یار اغیاری به من اظهار یاری می‌کنی
  47. شمارهٔ ۲۲۷ زین پاره‌پاره دل به سوی ما پاره‌ای
  48. شمارهٔ ۲۲۸ بگویم آنچه من آورده‌ام از کوی بی‌دردی
  49. شمارهٔ ۲۲۹ من رفتم از میان به کنارم نیامدی

متن اشعار به نقل از گنجور.