پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

قطعات

شمارهٔ ۱۹۶

مصلحت نیست ز کوی تو جدایی کردن

پادشاهی است به کوی تو گدایی کردن

بر دل خون‌شده‌ام دست که از رحم گذاشت

غرضش بود همین پنجه حنایی کردن

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۹۸یار را از شکوه کردم خصم جان خویشتن
  2. شمارهٔ ۱۹۹نیست در عالم غریبی همچون من
  3. شمارهٔ ۲۰۰بس که ز آتش غمت آب شد استخوان من
  4. شمارهٔ ۲۰۱جان بر لب من آمد سوگند به جان او
  5. شمارهٔ ۲۰۲سرو در باغ چنین قد نکشید است که تو
  6. شمارهٔ ۲۰۳مپسند تیره روز مرا ای پسر مرو
  7. شمارهٔ ۲۰۴بعد دیری آمدی ای یار گندم‌گون مر
  8. شمارهٔ ۲۰۵خورده‌ام تیری ز چشم شوخ کافرکیش تو
همه‌ی قطعات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.