پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

قطعات

شمارهٔ ۳۱

از درد اسیری شده آتش نفس ما

ای وای به مرغی که شود هم‌قفس ما

فریاد که در دام رسیدن نتوانم

افسوس که بی‌بال و پری شد قفس ما

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۳۳ای دلِ بی‌خبر آن سرو روان را دریاب
  2. شمارهٔ ۳۴زلف او دارد به‌دست از خوش‌نصیبی‌ها رقیب
  3. شمارهٔ ۳۵با اهل وفا از تو جفا نیست مناسب
  4. شمارهٔ ۳۶خانهٔ من ز آه گشته خراب
  5. شمارهٔ ۳۷دارم از دست تو ای خانه‌خراب
  6. شمارهٔ ۳۸عمری گذشت رونق هامون نمانده است
  7. شمارهٔ ۳۹تا دوچار غم هجران شده است
  8. شمارهٔ ۴۰کی تو را از بی‌دماغی تاب شور بلبل است
همه‌ی قطعات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.