پرش به محتوای اصلی
وطواط

وطواط

رباعیات

۴۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ - در مدح ملک اتسز ای همت تو تاخته بر گردون اسب
  2. شمارهٔ ۲ - در شکوه آن دست زنان و پای کوبان پیوست
  3. شمارهٔ ۳ - در تغزل چون فندق مهر تو دهانم بربست
  4. شمارهٔ ۴ - در تغزل معشوقه دلم به تیر اندوه بخست
  5. شمارهٔ ۵ - در تغزل با عیب خریدی تو مرا روزِ نخست
  6. شمارهٔ ۶ - سلطان تکش بن اتسز در دوشنبه ۲۲ربع الاخر سنۀ ۵۶۸ در خوارزم بر تخت نشست رشید این رباعی بر وی بخواند جدت ورق زمانه از ظلم بشست
  7. شمارهٔ ۷ - در مدح وزیر شطرنج وزارت تو فرزین طلبست
  8. شمارهٔ ۸ - در تغزل آن دلبر ماهرخ ، که جانان منست
  9. شمارهٔ ۹ - در مدح کمال الدین عنوان ظفر نام کمال الدین است
  10. شمارهٔ ۱۰ - در تغزل چشمی دارم ، همه پر از صورت دوست
  11. شمارهٔ ۱۱ - در شکوه دشمن چو بدانست که : احوالم چیست
  12. شمارهٔ ۱۲ - در تغزل چون چرخ همیشه رسم تو طنازیست
  13. شمارهٔ ۱۳ - در تغزل یک چند ، چو کار من ز تو ساز گرفت
  14. شمارهٔ ۱۴ - در تغزل دل جام وفا به دست اخلاص گرفت
  15. شمارهٔ ۱۵ - در تغزل مشک تبتی رنگ ز موی تو گرفت
  16. شمارهٔ ۱۶ - در مدح ملک اتسز ای فتح و ظفر بندهٔ کوس و علمت
  17. شمارهٔ ۱۷ - در شکوه در محنت این زمانهٔ بی فریاد
  18. شمارهٔ ۱۸ - در مدح ملک اتسز ای شه‌، که به جامت می صافی‌ست نه دُرد
  19. شمارهٔ ۱۹ - در تغزل تا گرد رخت سنبل تر کاشته‌اند
  20. شمارهٔ ۲۰ - در ذم مردم روزگار سوی در این قوم ، که کمتر ز خرند
  21. شمارهٔ ۲۱ - در شکوه هر کس ، که نهاد کار ما می بیند
  22. شمارهٔ ۲۲ - در مدح رکن الدین ایام بکام رکن دین خواهد بود
  23. شمارهٔ ۲۳ - در تغزل می‌رفت و گلاب از سمنش می بارید
  24. شمارهٔ ۲۴ - در مرثیۀ اتسز شاها ، فلک از سیاستت می لرزید
  25. شمارهٔ ۲۵ - در تغزل امروز بی رخت ، ای سیمین بر
  26. شمارهٔ ۲۶ - در مدح ملک اتسز بخشندهٔ نعمت و ستانندهٔ عز
  27. شمارهٔ ۲۷ - نیز در مدح ملک اتسز ای طالع تو عهدهٔ هر کام فلک
  28. شمارهٔ ۲۸ - در مدح ملک اتسز آنان ، که بقوتند اندازهٔ پیل
  29. شمارهٔ ۲۹ - در هجا ای خواجه ، ضیا شود ز روی تو ظلم
  30. شمارهٔ ۳۰ - در تغزل بس شب به دعا دو دست برداشته ام
  31. شمارهٔ ۳۱ - در تغزل در دل ز غم عشق تو ناری دارم
  32. شمارهٔ ۳۲ - در تغزل بگسست ز صحبت من آن دل گسلم
  33. شمارهٔ ۳۳ - در شکوه گفتم که: به مدحتِ تو خورشید شوم
  34. شمارهٔ ۳۴ - در تغزل بویت شنوم ز باد، بیهوش شوم
  35. شمارهٔ ۳۵ - در تغزل در منزل غم فگنده مفرش ماییم
  36. شمارهٔ ۳۶ - در شکوه بر یاد تو ، بی تو ، این جهان گذران
  37. شمارهٔ ۳۷ - در تغزل ای روی تو فردوس برین دل من
  38. شمارهٔ ۳۸ - در تغزل ای من ز غمت وطن در آتش کرده
  39. شمارهٔ ۳۹ - در مدیحه گوید ای دست زمانه بسته از بیدادی
  40. شمارهٔ ۴۰ - در شکوه عدل تو اگر چهره بما بنمودی
  41. شمارهٔ ۴۱ - در مدح رکن الدین ای رکن الدین ، ز ابر و دریا بیشی
  42. شمارهٔ ۴۲ - در تغزل از حسرت رخسار تو ، ای زیباروی
  43. شمارهٔ ۴۳ - در مدح ملک اتسز شاها ، بجلال ، آسمانی گویی

متن اشعار به نقل از گنجور.