پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی

ترکی شیرازی

فصل سوم - سوگواری‌ها

۱۰۸ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ - سیلاب اشک ای دل! بیا که ناله و آه و فغان کنیم
  2. شمارهٔ ۶۲ - صدف دیده در خانه ای که بزم مصیبت بپا شود
  3. شمارهٔ ۶۳ - اشک روان تا به کی بتوان نهفت اندر دل، این راز نهان را
  4. شمارهٔ ۶۴ - مشک تتار بر مشامم بوی یار آشنا آید همی
  5. شمارهٔ ۶۵ - صاحب عزا به بزم ماتم سبط نبی باشد خدا حاضر
  6. شمارهٔ ۶۶ - عزای سبط نبی ظلمی که بر حسین علی شد به کربلا
  7. شمارهٔ ۶۷ - عاشق صادق عاشق آن باشد که شرط عشق را آرد به جا
  8. شمارهٔ ۶۸ - نخل قامت به نجف گذر کن ایا صبا تو زکربلا ز ره وفا
  9. شمارهٔ ۶۹ - چشمهٔ خون ای ز غمت دل فسرده آدم و حوا
  10. شمارهٔ ۷۰ - بادهٔ عشق ای کشته ای که کعبهٔ عشق است کوی تو!
  11. شمارهٔ ۷۱ - مصاف عاشقی چون جفا کردی به آل بوتراب، ای آسمان
  12. شمارهٔ ۷۲ - سر حلقهٔ عشاق شکوه ها دارم ز تو ای آسمان، ای آسمان!
  13. شمارهٔ ۷۳ - داغ لاله رویان فلک ویران شوی بنگر چه ظلمی، در جهان کردی
  14. شمارهٔ ۷۴ - آوازهٔ حسن فلک! بر اهل دل بیداد، بی اندازه کردی تو
  15. شمارهٔ ۷۵ - رنگین لاله ها فلک تا کی جفا بر آل پیغمبر روا دارد
  16. شمارهٔ ۷۶ - انتظار قافله فلک به آل پیمبر سر مجادله دارد
  17. شمارهٔ ۷۷ - داغ لاله رخان فلک ز ماتم زینب مگر خبر دارد
  18. شمارهٔ ۷۸ - سرشک آتش‌گون فغان ز دست تو ای روزگار کج بنیاد!
  19. شمارهٔ ۷۹ - لجهٔ خون بوالجایب‌ها از این گردنده گردون دیده‌ام
  20. شمارهٔ ۸۰ - عقده های دل فلک از پیش توام کرد زکین، دور چرا؟
  21. شمارهٔ ۸۱ - شور حسینی فلک به آل نبی ظلم بی حساب چرا؟
  22. شمارهٔ ۸۲ - خاکستر تنور فلک خراب شوی انقدر غرور چرا
  23. شمارهٔ ۸۳ - نیستان بر افروخته ای فلک! این همه آزار و جفا یعنی چه
  24. شمارهٔ ۸۴ - صد هزار افسوس زجور چرخ ستمکار، صد هزار افسوس
  25. شمارهٔ ۸۵ - چشمهٔ خنجر از جفا جورت ای چرخ ستمگستر، دریغ!
  26. شمارهٔ ۸۶ - آهوان رمیده فلک زجور تو خونم چکد زمردم دیده
  27. شمارهٔ ۸۷ - سلیمان کربلا فغان ز کج روی روزگار و مکر و فنش
  28. شمارهٔ ۸۸ - مرغان چمن «چگونه بنگرم صحن چمن را
  29. شمارهٔ ۸۹ - وادی عشق داغت ای تشنه جگر! بر جگری نیست که نیست
  30. شمارهٔ ۹۰ - گل نسترنی چند زینب به زمین دید چو صد پاره تنی چند
  31. شمارهٔ ۹۱ - دانهٔ اشک ای سر به سنان رفته، تن افتاده به میدان!
  32. شمارهٔ ۹۲ - دشت بلاخیز برادر جان مگر رفته به خوابی!
  33. شمارهٔ ۹۳ - داغ لاله ها « چو لاله بین، دل پر درد و داغ، زینب را
  34. شمارهٔ ۹۴ - شمع محفل به شام گشت چو اندر خرابه، منزل زینب
  35. شمارهٔ ۹۵ - مشعل افروخته دختر شیر خدا کرد چو در شام مقام
  36. شمارهٔ ۹۶ - تاب آفتاب گفت سکینه غمم حساب ندارد
  37. شمارهٔ ۹۷ - نظم جگر سوز تا سایهٔ تو بود پدر جان به سر من
  38. شمارهٔ ۹۸ - شعلهٔ سخن پدر زهجر تو کاهیده چون هلال تنم
  39. شمارهٔ ۹۹ - درد اشتیاق بابا کجایی از چه نیایی به دیدنم
  40. شمارهٔ ۱۰۰ - بوی مشک و عنبر صدایی عمه زین طشت زر آید
  41. شمارهٔ ۱۰۱ - آتش فراق تا سایهٔ مبارک تو بود بر سرم
  42. شمارهٔ ۱۰۲ - ستاره می شمرم پدر ز درد فراقت خون شده جگرم
  43. شمارهٔ ۱۰۳ - حلقهٔ ماتم به شام چون اسرارا خرابه شد منزل
  44. شمارهٔ ۱۰۴ - آتش غم چه شد که ای گل من! این چنین تو پژمردی
  45. شمارهٔ ۱۰۵ - شبستان عمر « پدر درد هجرت دوایی ندارد
  46. شمارهٔ ۱۰۶ - ارض کربلا ای ارض کربلا تو محل بلاستی!
  47. شمارهٔ ۱۰۷ - طایر بی آشیان نام دشت نینوا، هر گه که آید بر زبانم
  48. شمارهٔ ۱۰۸ - خون جای اشک یارب! به خون پاک شهیدان کربلا

متن اشعار به نقل از گنجور.