پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل سوم - سوگواری‌ها

شمارهٔ ۷۸ - سرشک آتش‌گون

فغان ز دست تو ای روزگار کج بنیاد!

دلی ز دست تو ای بی وفا ندیدم شاد!

ز تند باد تو ای دهر سفله پرور رفت

شکوفه های گلستان احمدی بر باد

به دشت کرب و بلا آب های جاری بود

عزیز فاطمه بهر چه تشنه لب جان داد

شهی که لحمک لحمی، پیمبرش می گفت

چرا زکشتن او شاد شد ابن زیاد؟

کسی شنیده که طفلی به روی دست پدر

کنند پاره گلویش ز ناوک پولاد؟

چنین ستم که تو کردی به اهل بیت نبی

ز جن و انس کسی در جهان ندارد یاد

به ماتم شه بطحا سرشک آتش‌گون

رود ز دیدهٔ «ترکی» چو دجلهٔ بغداد

ادامه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها

  1. شمارهٔ ۸۰ - عقده های دلفلک از پیش توام کرد زکین، دور چرا؟
  2. شمارهٔ ۸۱ - شور حسینیفلک به آل نبی ظلم بی حساب چرا؟
  3. شمارهٔ ۸۲ - خاکستر تنورفلک خراب شوی انقدر غرور چرا
  4. شمارهٔ ۸۳ - نیستان بر افروختهای فلک! این همه آزار و جفا یعنی چه
  5. شمارهٔ ۸۴ - صد هزار افسوسزجور چرخ ستمکار، صد هزار افسوس
  6. شمارهٔ ۸۵ - چشمهٔ خنجراز جفا جورت ای چرخ ستمگستر، دریغ!
  7. شمارهٔ ۸۶ - آهوان رمیدهفلک زجور تو خونم چکد زمردم دیده
  8. شمارهٔ ۸۷ - سلیمان کربلافغان ز کج روی روزگار و مکر و فنش
همه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.