پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل سوم - سوگواری‌ها

شمارهٔ ۷۹ - لجهٔ خون

بوالجایب‌ها از این گردنده گردون دیده‌ام

ظلم او را در جهان، ز اندازه بیرون دیده‌ام

چرخ را گفتم که با آل علی گردد به راست

گردش او را کنون، بر عکس وارون دیده‌ام

میر یثرب را به دشت کربلا عریان بدن

آفتابی را عیان در لجهٔ خون دیده‌ام

آن سری کز موی او خیر النساء شستی غبار

در تنور خانهٔ خولی ملعون دیده‌ام

پیکری را کآفتاب از نور وی بودی خجل

از ستاره زخم‌هایش را من افزون دیده‌ام

قاسم گل‌پیرهن را در مصاف خون دریغ

رخت عیشش را ز خون خویش گلگون دیده‌ام

زینب غم‌دیده را در داغ‌دشت کربلا

بر سر نعش برادر، زار و محزون دیده‌ام

بین راه شام و کوفه، حضرت لیلای زار

از غم داغ علی‌اکبر چو مجنون دیده‌ام

شرم از زهرا کنم من ورنه در بزم یزید

زینب غم‌دیده را می‌گفتمی چون دیده‌ام

اشک چشم شیعیان را در عزای شاه دین

روز و شب جاری، به سان رود کارون دیده‌ام

«ترکیا» در جنت ار بیتی به بیتی می‌دهند

من در این سودا تو را بی‌شبه مغبون دیده‌ام

ادامه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها

  1. شمارهٔ ۸۱ - شور حسینیفلک به آل نبی ظلم بی حساب چرا؟
  2. شمارهٔ ۸۲ - خاکستر تنورفلک خراب شوی انقدر غرور چرا
  3. شمارهٔ ۸۳ - نیستان بر افروختهای فلک! این همه آزار و جفا یعنی چه
  4. شمارهٔ ۸۴ - صد هزار افسوسزجور چرخ ستمکار، صد هزار افسوس
  5. شمارهٔ ۸۵ - چشمهٔ خنجراز جفا جورت ای چرخ ستمگستر، دریغ!
  6. شمارهٔ ۸۶ - آهوان رمیدهفلک زجور تو خونم چکد زمردم دیده
  7. شمارهٔ ۸۷ - سلیمان کربلافغان ز کج روی روزگار و مکر و فنش
  8. شمارهٔ ۸۸ - مرغان چمن«چگونه بنگرم صحن چمن را
همه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.