پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل سوم - سوگواری‌ها

شمارهٔ ۸۳ - نیستان بر افروخته

ای فلک! این همه آزار و جفا یعنی چه

دشمنی با خلف شیر خدا یعنی چه

میهمان را به لب آب روان، جا دادن

سر او تشنه بریدن، ز قفا یعنی چه

بدن سبط نبی را به زمین جای چرا؟

بر سر نی سرش انگشت نما یعنی چه

آن تنی را که در آغوش، نبی پروردش

پایمال سم اسبان، زجفا یعنی چه

سینه ای را که بدی مخزن الاسرار اله

به لگد کوفتنش شمر دغا یعنی چه

سر و قد، اکبر پاکیزه لقا پوشیدن

به تن خویش کفن، جای قبا یعنی چه

قاسم آن آیینهٔ حسن به گلخانهٔ عشق

بستن از خون به سر زلف، حنا یعنی چه

پاره پاره زدم خنجر و شمشیر و سنان

تن هفتاد و دو تن، از شهدا یعنی چه

از نیستان بر افروخته، در بزم یزید

رفتن زینب بی برگ و نوا یعنی چه

«ترکی» امروز عزادار شه تشنه لب است

خوفش از تشنگی روز جزا یعنی چه؟

ادامه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها

  1. شمارهٔ ۸۵ - چشمهٔ خنجراز جفا جورت ای چرخ ستمگستر، دریغ!
  2. شمارهٔ ۸۶ - آهوان رمیدهفلک زجور تو خونم چکد زمردم دیده
  3. شمارهٔ ۸۷ - سلیمان کربلافغان ز کج روی روزگار و مکر و فنش
  4. شمارهٔ ۸۸ - مرغان چمن«چگونه بنگرم صحن چمن را
  5. شمارهٔ ۸۹ - وادی عشقداغت ای تشنه جگر! بر جگری نیست که نیست
  6. شمارهٔ ۹۰ - گل نسترنی چندزینب به زمین دید چو صد پاره تنی چند
  7. شمارهٔ ۹۱ - دانهٔ اشکای سر به سنان رفته، تن افتاده به میدان!
  8. شمارهٔ ۹۲ - دشت بلاخیزبرادر جان مگر رفته به خوابی!
همه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.