پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل سوم - سوگواری‌ها

شمارهٔ ۸۶ - آهوان رمیده

فلک زجور تو خونم چکد زمردم دیده

ببین به دامن من خون که قطره قطره چکیده

ز ظلم های تو نسبت به اهل بیت رسالت

دلم زکف شده و، طاقتم به طاق رسیده

شهی که لحمک لحمی رسول کرد خطابش

به دشت ماریه بنگر به خون خویش طپیده

شهی که دامن زهرا بدی ز مهر مکانش

به خاک خفته، لب تشنه و گلوی بریده

جوان نوخطش اکبر شبیه ختم رسولان

فتاده با بدن چاک چاک و فرق دریده

به قتلگاه سکینه زترس شمر ستمگر

ستاده بر سر نعش پدر، به رنگ پریده

دریغ پای رقیه گل و لا شده مجروح

به روی خار مغیلان، ز بس پیاده دویده

زترس شمر و سنان، کودکان، به دشت و بیابان

شدند جمله پریشان، چو آهوان رمیده

زآتشی که زدند از ره جفا به خیامش

هنوز شعلهٔ او تا فلک، زبانه کشیده

فغان که زینب محنت رسیده در سفر شام

چه شهر ها که نرفته، چه کوچه ها که ندیده

زبس که دیده جفا و ستم، زخصم بداندیش

زبار غم، الف قامتش چو دال خمیده

به جستجوی یتیمان، شبان تیره به صحرا

چه خارها که به پایش به راه شام خلیده

فلک ز دست تو ظلمی که شد به آل پیمبر

ندیده چشمی و گوشی چنین ستم نشنیده

زخون دیده ی«ترکی» در این مصیبت عظمی

زباغ دفتر نظمش، هزار لاله دمیده

ادامه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها

  1. شمارهٔ ۸۸ - مرغان چمن«چگونه بنگرم صحن چمن را
  2. شمارهٔ ۸۹ - وادی عشقداغت ای تشنه جگر! بر جگری نیست که نیست
  3. شمارهٔ ۹۰ - گل نسترنی چندزینب به زمین دید چو صد پاره تنی چند
  4. شمارهٔ ۹۱ - دانهٔ اشکای سر به سنان رفته، تن افتاده به میدان!
  5. شمارهٔ ۹۲ - دشت بلاخیزبرادر جان مگر رفته به خوابی!
  6. شمارهٔ ۹۳ - داغ لاله ها« چو لاله بین، دل پر درد و داغ، زینب را
  7. شمارهٔ ۹۴ - شمع محفلبه شام گشت چو اندر خرابه، منزل زینب
  8. شمارهٔ ۹۵ - مشعل افروختهدختر شیر خدا کرد چو در شام مقام
همه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.