پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل سوم - سوگواری‌ها

شمارهٔ ۸۰ - عقده های دل

فلک از پیش توام کرد زکین، دور چرا؟

قسمت از دهر نشد بعد توام گور چرا؟

توشه کشور ایجادی و، فرزند رسول

سر پر نور تو از ملک بدن، دور چرا؟

عقده های دل زینب زتو مفتوح نشد

سینه ات از سم اسبان شده مکسور چرا؟

ای کلیم اله من! کنج تنور خولی

بر سر غرق بخونت شده چون طور چرا؟

هم جوار تو بود اکبر گلگون بدنت

هست لیلای جگر خون، ز تو مهجور چرا؟

دخترانت ز چه بعد از تو پریشان و اسیر

بستهٔ بند گران، عابد رنجور چرا؟

مرگ خود را زخدا از چه نخواهم که یزید

شده از کشتن تو این همه مغرور چرا؟

«ترکی» از خون دل و اشک بصرمی ننهی

به جراحات تنش مرهم کافور چرا؟

ادامه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها

  1. شمارهٔ ۸۲ - خاکستر تنورفلک خراب شوی انقدر غرور چرا
  2. شمارهٔ ۸۳ - نیستان بر افروختهای فلک! این همه آزار و جفا یعنی چه
  3. شمارهٔ ۸۴ - صد هزار افسوسزجور چرخ ستمکار، صد هزار افسوس
  4. شمارهٔ ۸۵ - چشمهٔ خنجراز جفا جورت ای چرخ ستمگستر، دریغ!
  5. شمارهٔ ۸۶ - آهوان رمیدهفلک زجور تو خونم چکد زمردم دیده
  6. شمارهٔ ۸۷ - سلیمان کربلافغان ز کج روی روزگار و مکر و فنش
  7. شمارهٔ ۸۸ - مرغان چمن«چگونه بنگرم صحن چمن را
  8. شمارهٔ ۸۹ - وادی عشقداغت ای تشنه جگر! بر جگری نیست که نیست
همه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.