پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل سوم - سوگواری‌ها

شمارهٔ ۷۷ - داغ لاله رخان

فلک ز ماتم زینب مگر خبر دارد

و گرنه جامهٔ نیلی چرا به بر دارد؟

خبر ز حال سکینه ندارد آن طفلی

که صبح و شام، به سرسایهٔ پدر دارد

کباب می شود از گریهٔ سکینه دلم

که طفل کشته پدر، گریه اش اثر دارد

رباب مادر اصغر ز تشنگی پسر

دل فگار و، لب خشک و، دیده تر دارد

چو گشت سنبل اکبر ز خون شقایق رنگ

چو لاله ما در او داغ بر جگر دارد

به راه شام به زینب دگر چها گذرد

که هیجده سر ببریده همسفر دارد

ز ترس شمر، سکینه چو بید، می لرزد

به دل هراس، از آن شوم بدسیر دارد

به شام عابد محنت قرین، دوا و غذا

ز آه نیم شب و، گریهٔ سحردارد

فلک خراب شوی دختر امیر عرب

ز داغ لاله رخان: اشک در بصر دارد

ستاده دختر خیرالنسا به بزم یزید

دلی فگار و نگاهی به طشت زر دارد

دلا به آل پیمبر مکن ز گریه دریغ

که هر چه گریه کنی، اجر بیشتر دارد

برای بی کسی آل مصطفی «ترکی»

مدام دامنی از اشک، پر گهر دارد

ادامه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها

  1. شمارهٔ ۷۹ - لجهٔ خونبوالجایب‌ها از این گردنده گردون دیده‌ام
  2. شمارهٔ ۸۰ - عقده های دلفلک از پیش توام کرد زکین، دور چرا؟
  3. شمارهٔ ۸۱ - شور حسینیفلک به آل نبی ظلم بی حساب چرا؟
  4. شمارهٔ ۸۲ - خاکستر تنورفلک خراب شوی انقدر غرور چرا
  5. شمارهٔ ۸۳ - نیستان بر افروختهای فلک! این همه آزار و جفا یعنی چه
  6. شمارهٔ ۸۴ - صد هزار افسوسزجور چرخ ستمکار، صد هزار افسوس
  7. شمارهٔ ۸۵ - چشمهٔ خنجراز جفا جورت ای چرخ ستمگستر، دریغ!
  8. شمارهٔ ۸۶ - آهوان رمیدهفلک زجور تو خونم چکد زمردم دیده
همه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.