پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل سوم - سوگواری‌ها

شمارهٔ ۹۹ - درد اشتیاق

بابا کجایی از چه نیایی به دیدنم

کز درد اشتیاق تو کاهیده شد تنم

از کربلا به شام، بیا و نظاره کن

کنج خرابه، منزلم و خاک مسکنم

بذر محبت تو به دل کاشتم دریغ

بین خوشه خوشه سوخت زهجر تو خرمنم

یکتا در ثمین تو بودم ولی کنون

بنگر ز اشک، عقد گهرها به دامنم

من بلبل ریاض تو بودم به صد زبان

خاموش کرد گردش گردون، چو سوسنم

آخر نه من عزیز تو بودم پدر ببین

خوار و اسیر در کف یک شهر دشمنم

زین پیش طوق گردن من بود دست تو

اکنون ز ریسمان، شده مجروح گردنم

از ضرب نیزه پهلوو پشتم شده کبود

نیلی زسیلی است رخ پرتو افکنم

دشمن امان نداد که از آفتاب گرم

از گیسوان خود به تنت سایه افکنم

«ترکی» اگر به این غم و حسرت، روم به خاک

هر سال بردمد گل حسرت، ز مدفنم

ادامه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها

  1. شمارهٔ ۱۰۱ - آتش فراقتا سایهٔ مبارک تو بود بر سرم
  2. شمارهٔ ۱۰۲ - ستاره می شمرمپدر ز درد فراقت خون شده جگرم
  3. شمارهٔ ۱۰۳ - حلقهٔ ماتمبه شام چون اسرارا خرابه شد منزل
  4. شمارهٔ ۱۰۴ - آتش غمچه شد که ای گل من! این چنین تو پژمردی
  5. شمارهٔ ۱۰۵ - شبستان عمر« پدر درد هجرت دوایی ندارد
  6. شمارهٔ ۱۰۶ - ارض کربلاای ارض کربلا تو محل بلاستی!
  7. شمارهٔ ۱۰۷ - طایر بی آشیاننام دشت نینوا، هر گه که آید بر زبانم
  8. شمارهٔ ۱۰۸ - خون جای اشکیارب! به خون پاک شهیدان کربلا
همه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.