پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل سوم - سوگواری‌ها

شمارهٔ ۱۰۱ - آتش فراق

تا سایهٔ مبارک تو بود بر سرم

فرخنده بود طالع و، رخشنده اخترم

تا آفتاب روی توام رفت از نظر

روزم چو شام تار شد و تیره معجرم

من روز و شب دلم به تو خوش بود حالیا

تنها به شهر شام، چسان شب به سر برم

گویند رفته باب تو چندی سوی سفر

طفلم ولی نمی شود این حرف باورم

دوران فشانده گرد یتیمی به چهره ام

گردون فکنده زهر اسیری به ساغرم

من بلبل ریاض تو بودم ولی کنون

در آتش فراق تو همچون سمندرم

ز آیینهٔ دلم نرود عکس این دو تن

گه در خیال اکبر و گه فکر اصغرم

ای ناخدای آرزوی من بیا ببین

در بحر غم، چو کشتی بگسسته لنگرم

گرداب غصه حایل و مواج بحر غم

زین ورطه مشکل است که جانی بدر برم

گویم به حضرتت گله های شب فراق

روزی اگر وصال تو گردد میسرم

خشکید آب چشم من از بس گریستم

جای سرشک، خون چکد از دیدهٔ ترم

یکدم اگر به دفتر «ترکی» نظر کنی

دانی که روزگار، چه آورده بر سرم

ادامه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها

  1. شمارهٔ ۱۰۳ - حلقهٔ ماتمبه شام چون اسرارا خرابه شد منزل
  2. شمارهٔ ۱۰۴ - آتش غمچه شد که ای گل من! این چنین تو پژمردی
  3. شمارهٔ ۱۰۵ - شبستان عمر« پدر درد هجرت دوایی ندارد
  4. شمارهٔ ۱۰۶ - ارض کربلاای ارض کربلا تو محل بلاستی!
  5. شمارهٔ ۱۰۷ - طایر بی آشیاننام دشت نینوا، هر گه که آید بر زبانم
  6. شمارهٔ ۱۰۸ - خون جای اشکیارب! به خون پاک شهیدان کربلا
همه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.