پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل سوم - سوگواری‌ها

شمارهٔ ۹۶ - تاب آفتاب

گفت سکینه غمم حساب ندارد

چشم من امشب،خیال خواب ندارد

درد یتیمی ز کف ربوده توانم

وای برآن کودکی که باب ندارد

اصغرم ای عمه جان! چو سایر شبها

چون شده امشب که اضطراب ندارد

با پدرم گو بیا به سایهٔ خیمه

پیکر تو تاب آفتاب ندارد

عمه بر این قوم دون، بگو که سکینه

بازوی او طاقت طناب ندارد

خصم ستمگر زند مرا ره کین

رحم به دل، خوفی از عقاب ندارد

دشت ز نامحرمان پر است و ندانم

عمه چرا؟ مادرم نقاب ندارد

شیر به پستان، ز قحط آب، در این دشت

مادر غمدیده ام رباب ندارد

نظم تو «ترکی» ز چشم اهل مصییبت

خون به چکاند اگر که آب ندارد

ادامه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها

  1. شمارهٔ ۹۸ - شعلهٔ سخنپدر زهجر تو کاهیده چون هلال تنم
  2. شمارهٔ ۹۹ - درد اشتیاقبابا کجایی از چه نیایی به دیدنم
  3. شمارهٔ ۱۰۰ - بوی مشک و عنبرصدایی عمه زین طشت زر آید
  4. شمارهٔ ۱۰۱ - آتش فراقتا سایهٔ مبارک تو بود بر سرم
  5. شمارهٔ ۱۰۲ - ستاره می شمرمپدر ز درد فراقت خون شده جگرم
  6. شمارهٔ ۱۰۳ - حلقهٔ ماتمبه شام چون اسرارا خرابه شد منزل
  7. شمارهٔ ۱۰۴ - آتش غمچه شد که ای گل من! این چنین تو پژمردی
  8. شمارهٔ ۱۰۵ - شبستان عمر« پدر درد هجرت دوایی ندارد
همه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.