پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل سوم - سوگواری‌ها

شمارهٔ ۶۶ - عزای سبط نبی

ظلمی که بر حسین علی شد به کربلا

کس در جهان ندیده چنین ظلمی برملا

تنها همین نه مردم ایران بپا کنند

بزم عزای سبط نبی را به خانه ها

در هند و، سند و، بلخ و، بخارا و، زنگ و، روم

هر ساله بزم تعزیه اش می شود بپا

قوم هنود از سر صدق و صفا دهند

در روز قتل ماه محرم نیازها

جمعی ز هندوان حسینی به ملک هند

اخلاصشان بود به حسین بیشتر ز ما

هیزم کنند جمع و فروزند آتشی

کز شعله اش کباب شود مرغ در هوا

دیدم به چشم خویش که آن پاک نیتان

گویند یا حسین و در آتش نهند پا

آتش به جسمش نکند گرمیش اثر

دارم یقین زنام حسین می کند حیا

جایی که می کنند عزادرایش هنود

گر شیعه جان فدا ننماید زهی خطا

یا رب حسین که این همه دارد جلال و جاه

شمر لعین برید سرش از قفا چرا؟

جرمش کدام بود و، گناهش چه، کز ستم؟

لب تشنه ساختند سر از پیکرش جدا

انداختند پیکر او را به روی خاک

کردند از جفا سر او را به نیزه ها

این در چه مذهبی بود و در چه ملتی

لب تشنه سربرند کسی، وانگه از قفا

کاش آن زمان،که خون گلویش به خاک ریخت

نازل شدی به خلق جهان، ز آسمان بلا

کاش آن زمان، کشتی عمرش بهم شکست

یکباره کائنات، شدی غرقهٔ فنا

کاش آن زمان، که روح شد از جسم او برون

روح جهانیان شدی از جسمشان جدا

کاش آن زمان، که شمر لگد زد به سینه اش

ارکان نه فلک، شدی از یکدیگر جدا

کاش آن زمان، که کرد فدا جان به راه دوست

جان های شیعیان، همه او را شدی فدا

کاش آن زمان، خراب شدی آسمان که شد

چوب یزید بر لب و دندانش آشنا

«ترکی» اگر تو دعوی اسلام می کنی

کمتر ز هندویی نتوان شد در این عزا

ادامه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها

  1. شمارهٔ ۶۸ - نخل قامتبه نجف گذر کن ایا صبا تو زکربلا ز ره وفا
  2. شمارهٔ ۶۹ - چشمهٔ خونای ز غمت دل فسرده آدم و حوا
  3. شمارهٔ ۷۰ - بادهٔ عشقای کشته ای که کعبهٔ عشق است کوی تو!
  4. شمارهٔ ۷۱ - مصاف عاشقیچون جفا کردی به آل بوتراب، ای آسمان
  5. شمارهٔ ۷۲ - سر حلقهٔ عشاقشکوه ها دارم ز تو ای آسمان، ای آسمان!
  6. شمارهٔ ۷۳ - داغ لاله رویانفلک ویران شوی بنگر چه ظلمی، در جهان کردی
  7. شمارهٔ ۷۴ - آوازهٔ حسنفلک! بر اهل دل بیداد، بی اندازه کردی تو
  8. شمارهٔ ۷۵ - رنگین لاله هافلک تا کی جفا بر آل پیغمبر روا دارد
همه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.