پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل سوم - سوگواری‌ها

شمارهٔ ۶۹ - چشمهٔ خون

ای ز غمت دل فسرده آدم و حوا

خسته ز داغت روان مریم و عیسی

ای به عزایت چکیده در عوض اشک

خون دل از چشم خلق عالم بالا

غرق نشد از چه رو سفینهٔ گیتی

چون تو شدی تشنه کشته، بر لب دریا

جسم شریفت ز صدر زین، چو نگون شد

چشمهٔ خون شد روان، ز دیدهٔ زهرا

تا به سر نیزه شد بلند سر تو

ناله برآمد زنای نیزه اعدا

بیضه بیضا گرفت تا به سر نی

گشت هویدا سرت، چو بیضهٔ بیضا

پیکر عریان چاک چاک تو از کین

بود سه روز و دو شب، به دامن صحرا

کرد جدا اهرمن ز دست تو انگشت

از پی انگشتری که برد به یغما

سینهٔ تو خورد شد ز سم ستوران

کهنه لباس تو گشت غارت اعدا

شمس رخت تا غروب کرد به مطبخ

روز سیه شد به خلق، چون شب ظلما

خواندن قرآن، سر تو بر سر نیزه

تاب ز زینب ربود و صبر ز لیلا

هر که نگرید به یاد غربتت امروز

غصه خورد، در شفاعت تو به فردا

از غمت ای تشنه لب! زدیدهٔ «ترکی»

اشک روان جاری است دریا دریا

ادامه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها

  1. شمارهٔ ۷۱ - مصاف عاشقیچون جفا کردی به آل بوتراب، ای آسمان
  2. شمارهٔ ۷۲ - سر حلقهٔ عشاقشکوه ها دارم ز تو ای آسمان، ای آسمان!
  3. شمارهٔ ۷۳ - داغ لاله رویانفلک ویران شوی بنگر چه ظلمی، در جهان کردی
  4. شمارهٔ ۷۴ - آوازهٔ حسنفلک! بر اهل دل بیداد، بی اندازه کردی تو
  5. شمارهٔ ۷۵ - رنگین لاله هافلک تا کی جفا بر آل پیغمبر روا دارد
  6. شمارهٔ ۷۶ - انتظار قافلهفلک به آل پیمبر سر مجادله دارد
  7. شمارهٔ ۷۷ - داغ لاله رخانفلک ز ماتم زینب مگر خبر دارد
  8. شمارهٔ ۷۸ - سرشک آتش‌گونفغان ز دست تو ای روزگار کج بنیاد!
همه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.