پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل سوم - سوگواری‌ها

شمارهٔ ۶۵ - صاحب عزا

به بزم ماتم سبط نبی باشد خدا حاضر

در آن ماتم سرا باشد جناب مصطفی حاضر

بساط زیر پای مردم از بال ملک باشد

در آن بزمی که باشد شافع روز جزا حاضر

بود دور از مروت، با درونی شاد بنشستن

به هر بزم عزا کآنجا بود صاحب عزا حاضر

تکبر کم کن ای دل! با ادب بنشین در آن مجلس

که می باشد در آن مجلس، علی مرتضی حاضر

به زانوی الم سر را بنه گردن مکش زیرا

که باشد مو پریشان، حضرت خیرالنساء حاضر

عزای سرور لب تشنه گان، هر جا شود بر پا

بود روح تمام انبیاء و اولیاء حاضر

عزاداری کن از بهر حسین ابن علی زیرا

بود در بزم سوگ او امام مجتبی حاضر

بیاد آور گه جان دادن فرزند زهرا را

که بر بالین نبودش کس، به جز شمر دغا حاضر

اگر در عالم صورت، کسی حاضر نبود اما

به معنی بود جدش با تمام انبیا حاضر

کسی یارای سر ببریدنش از تن نبود آری

اگر آنجا نبودی شمر شوم بی حیا حاضر

شدند از بهر قتل آن شه بی کس، در آن صحرا

به حکم زادهٔ مرجانه، فوج اشقیا حاضر

پی خون ریزی آن پادشاه یثرب و بطحا

سپاه کوفیان کردند تیغ و نیزه ها حاضر

بیاد نینوای او بسان نی، نوا سر کن

نبودی آن زمان چون در دیار نینوا حاضر

عزاداری شاه کربلا را «ترکیا» اینک

غنیمت دان نبودی گر به دشت کربلا حاضر

ادامه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها

  1. شمارهٔ ۶۷ - عاشق صادقعاشق آن باشد که شرط عشق را آرد به جا
  2. شمارهٔ ۶۸ - نخل قامتبه نجف گذر کن ایا صبا تو زکربلا ز ره وفا
  3. شمارهٔ ۶۹ - چشمهٔ خونای ز غمت دل فسرده آدم و حوا
  4. شمارهٔ ۷۰ - بادهٔ عشقای کشته ای که کعبهٔ عشق است کوی تو!
  5. شمارهٔ ۷۱ - مصاف عاشقیچون جفا کردی به آل بوتراب، ای آسمان
  6. شمارهٔ ۷۲ - سر حلقهٔ عشاقشکوه ها دارم ز تو ای آسمان، ای آسمان!
  7. شمارهٔ ۷۳ - داغ لاله رویانفلک ویران شوی بنگر چه ظلمی، در جهان کردی
  8. شمارهٔ ۷۴ - آوازهٔ حسنفلک! بر اهل دل بیداد، بی اندازه کردی تو
همه‌ی فصل سوم - سوگواری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.