فهرست اشعار
- شمارهٔ ۶۱ ایا نموده ز یاقوت درفشان گوهر
- شمارهٔ ۶۲ - فی التوحید الباری تعالی دانستم از صفات که ذاتت منزهست
- شمارهٔ ۶۳ به نزد همت من خردی ای بزرگ امیر
- شمارهٔ ۶۴ ای پسر از مردم زمانه حذر گیر
- شمارهٔ ۶۵ ای پسر انده دنیا بدل شاد مگیر
- شمارهٔ ۶۶ رسید پیک اجل کای بزرگوار بمیر
- شمارهٔ ۶۷ ای ز تو هم خرقه هم سجادهٔ تو بی نماز
- شمارهٔ ۶۸ مرا بلطف خود الهام کرد داور نفس
- شمارهٔ ۶۹ ای بدنیا مشتغل از کار دین غافل مباش
- شمارهٔ ۷۰ نصیحت میکنم بشنو بر آن باش
- شمارهٔ ۷۱ گر باد خاک کوی تو سوی چمن برد
- شمارهٔ ۷۲ حبذا عرصهٔ ملکی که تویی سلطانش
- شمارهٔ ۷۳ چو کرد نرگس مستش ز تیر مژگان تیغ
- شمارهٔ ۷۴ الا ای زده چون من از عشق لاف
- شمارهٔ ۷۵ ایا ندیده ز قرآن دلت ورای حروف
- شمارهٔ ۷۶ ای جان تو مسافر مهمان سرای خاک
- شمارهٔ ۷۷ دلش شکسته نگردد ازین سخن دانم
- شمارهٔ ۷۸ ای ز روی تو گرفته چهرهٔ خوبی جمال
- شمارهٔ ۷۹ ای که اندر ملک گفتی می نهم قانون عدل
- شمارهٔ ۸۰ زهی بر جمال تو افشانده جان گل
- شمارهٔ ۸۱ ایا دلت شده از کار جان به تن مشغول
- شمارهٔ ۸۲ ای بلبل بوستان معقول
- شمارهٔ ۸۳ ای خجل از رخ تو ماه تمام
- شمارهٔ ۸۴ - و کتب الیه ایضا بجای سخن گر بتو جان فرستم
- شمارهٔ ۸۵ ای شهنشه چون غلامانت به در باز آمدم
- شمارهٔ ۸۶ عشق و دولت اگر بود با هم
- شمارهٔ ۸۷ - قال علی لسان الولی المشار الیه والقطب المدار علیه من آن آیینهٔ معنی نمایم
- شمارهٔ ۸۸ ای همه آن تو، حاجت زین و آن تا کی خوهیم
- شمارهٔ ۸۹ ایا نگار صدف سینهٔ گهر دندان
- شمارهٔ ۹۰ دلا گر دولتی داری طلب کن جای درویشان
- شمارهٔ ۹۱ - کتب الی الشیخ العارف سعدی الشیرازی نمیدانم که چون باشد به معدن زر فرستادن
- شمارهٔ ۹۲ در شب زلف تو قمر دیدن
- شمارهٔ ۹۳ روی تو عرض داد لشکر حسن
- شمارهٔ ۹۴ زهی از نور روی تو چراغ آسمان روشن
- شمارهٔ ۹۵ هان ای رفیق خفته دمی ترک خواب کن
- شمارهٔ ۹۶ وصلست و هجر، آنچه بهست اختیار کن
- شمارهٔ ۹۷ ایا سلطان ترا بنده ز سلطان بینیازم کن
- شمارهٔ ۹۸ دلا از آستین عشق دست کار بیرون کن
- شمارهٔ ۹۹ ای جمالت آیتی از صنع رب العالمین
- شمارهٔ ۱۰۰ ای ترا در کار دنیا بوده دست افزار دین
- شمارهٔ ۱۰۱ چو بگذشت از غم دنیا بغفلت روزگار تو
- شمارهٔ ۱۰۲ ایا سلطان لشکرکش به شاهی چون علم سرکش
- شمارهٔ ۱۰۳ ایا دستور هامان وش که نمرودی شدی سرکش
- شمارهٔ ۱۰۴ ایا مستوفی کافی که در دیوان سلطانان
- شمارهٔ ۱۰۵ ایا قاضی حیلت گر، حرام آشام رشوت خور
- شمارهٔ ۱۰۶ ایا بازاری مسکین نهاده در ترازو دین
- شمارهٔ ۱۰۷ ایا درویش رعناوش چو مطرب با سماعت خوش
- شمارهٔ ۱۰۸ - {و باز به سعدی فرستاده است} بسی نماند ز اشعار عاشقانهٔ تو
- شمارهٔ ۱۰۹ - وله قال فی مرثیه الشهید کریم الدین اسماعیل البکری نورالله حفرته (و مرقده) ای بوده همتم همه طول بقای تو
- شمارهٔ ۱۱۰ - فی نعت النبی علیه السلام بسوی حضرت رسول الله
- شمارهٔ ۱۱۱ ای که در حُسنِ عمل ز امسال بودی پار به
- شمارهٔ ۱۱۲ ای هشت خُلد را به یکی نان فروخته
- شمارهٔ ۱۱۳ منم یارا بدین سان اوفتاده
- شمارهٔ ۱۱۴ زهی رخت بدلم رهنمای اندیشه
- شمارهٔ ۱۱۵ عروس چمن راست زیور شکوفه
- شمارهٔ ۱۱۶ ای ز عکس روی تو چون مه منور آینه
- شمارهٔ ۱۱۷ زهی ز طرهٔ تو آفتاب در سایه
- شمارهٔ ۱۱۸ ای دل بنه سر و مکش از کوی یار پای
- شمارهٔ ۱۱۹ - کتب الی صدیق ارسل الیه کتابا و هوالشیخ نورالدین بن الشیخ محمود ادام الله برکتهما با حسن چو لطف یار کردی
- شمارهٔ ۱۲۰ ای فرستاده به داعی استری
متن اشعار به نقل از گنجور.